<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>قران و عترت </title>
<link>http://qoranetrat.blogfa.com/</link>
<description>اهل بیت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم بالاخص امام زمان عجل الله فرجه </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 14 Aug 2009 07:54:49 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>اسرار نام‌هاي حضرت زهرا (سلام الله علیها)</title>
<link>http://qoranetrat.blogfa.com/post-93.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=title style=&quot;MARGIN-TOP: 4px; MARGIN-BOTTOM: 10px; TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;از سایت خبری تحلیلی شیعه نیوز&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=title style=&quot;MARGIN-TOP: 4px; MARGIN-BOTTOM: 10px; TEXT-ALIGN: center&quot;&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=title style=&quot;MARGIN-TOP: 4px; MARGIN-BOTTOM: 10px; TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;اسرار نام‌هاي حضرت زهرا (سلام الله علیها)&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;حضرت صادق عليه السلام فرمودند: حضرت فاطمه عليهاالسلام را نزد خداي تعالي 9 نام است: فاطمه، صديقه، طاهره، مباركه، زكيّه، راضيه، مرضيّه، محدّثه، و زهرا. &lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;پس فرمودند: آيا مي‌داني كه تفسير فاطمه چيست؟ راوي عرض كرد: مرا خبر ده اي سيّد من! فرمود: يعني بُريده شده از بديها... . &lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;بر اساس روايات، آن بانو را فاطمه ناميده‌اند زيرا از هر بدي جداست، شيعيانش را از دوزخ مي‌رهاند، به وسيله علم و كمال از شير گرفته شده، بديل ندارد، انسان‌ها از شناختنش عاجزند و از نام خداي فاطر گرفته است. &lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;علامه مجلسي مي‌نويسد: صدّيقه به معني معصومه و مباركه يعني صاحب بركت در علم و فضل و كمالات و معجزات و اولاد گرامي؛ طاهره، پاكيزه از صفات نقص؛ زكيّه، نمو كننده در كمالات و خيرات؛ راضيه، راضي به قضاي الهي؛ مرضيّه، پسنديده خدا و دوستانش؛ محدّثه، آن كه فرشته با او سخن مي‌گويد و زهرا، نوراني به نور صوري و معنوي معنا مي‌دهند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;صديقه به معني معصومه و مباركه يعني صاحب بركت در علم و فضل و كمالات و معجزات و اولاد گرامي؛ طاهره، پاكيزه از صفات نقص؛ زكيّه، نمو كننده در كمالات و خيرات؛ راضيه، راضي به قضاي الهي؛ مرضيّه، پسنديده خدا و دوستانش؛ محدّثه، آن كه فرشته با او سخن مي‌گويد و زهرا، نوراني به نور صوري و معنوي معنا مي‌دهند.&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;اَبان بن تَغلَب از حضرت صادق عليه السلام سؤال كرد: به چه سبب فاطمه را زهرا مي‌نامند؟ حضرت فرمود: براي آن كه نور فاطمه سه مرتبه در روز براي اميرالمؤمنان عليه السلام ظاهر مي‌شد؛ يك مرتبه در آغاز روز كه فاطمه به نماز بامداد مي‌ايستاد؛ نور سفيدي از آن خورشيد فلكِ عصمت ساطع مي‌گرديد و در خانه‌هاي مدينه مي‌تابيد و ديوارها را سفيد مي‌كرد؛ آن سان كه از مشاهده آن حالت تعجّب كرده و به خدمت حضرت رسول صلي الله عليه و آله مي‌شتافتند و علت آن نور را سؤال مي‌كردند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;حضرت مي‌فرمود: به خانه دخترم فاطمه برويد تا سبب آن نور بر شما ظاهر گردد. چون به خانه آن حضرت مي‌آمدند، مي‌ديدند كه آن حضرت در محراب عبادت نشسته به نماز مشغول است و آن نور از روي انورش ساطع است، پس مي‌دانستند نوري كه مشاهده كرده‌اند از وجود مقدس اوست. &lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;چون هنگام زوال شمس مي‌شد و فاطمه عليهاالسلام مهيّاي نمازمي‌گرديد، نور زردي از جبينش مي‌درخشيد و بر خانه‌هاي مدينه مي‌تابيد، و از آن نور در و ديوار و جامه‌ها و رنگ‌هاي ايشان زرد مي‌شد؛ چون از سبب آن حال سؤال مي‌كردند، حضرت رسول صلي الله عليه و آله آنها را به خانه فاطمه عليهاالسلام مي‌فرستاد، چون به خانه آن حضرت مي‌رفتند، وي را در محراب عبادت مي‌يافتند كه مشغول نماز است و از روي مباركش نور زردي ساطع است، پس مي‌دانستند كه آنچه ديده‌اند از نور روي آن حضرت بوده است. &lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;ابان بن تغلب از حضرت صادق عليه السلام سؤال كرد: به چه سبب فاطمه را زهرا مي‌نامند؟ حضرت فرمود:براي آن كه نور فاطمه سه مرتبه در روز براي اميرالمؤمنان عليه السلام ظاهر مي‌شد؛ يك مرتبه در آغاز روز، كه فاطمه به نماز بامداد مي‌ايستاد؛ نور سفيدي از آن خورشيد فلك عصمت ساطع مي‌گرديد و در خانه‌هاي مدينه مي‌تابيد و ديوارها را سفيد مي‌كرد؛ آن سان كه از مشاهده آن حالت تعجّب كرده و به خدمت حضرت رسول صلي الله عليه و آله مي‌شتافتند و علت آن نور را سؤال مي‌كردند.&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;چون آخر روز فرامي‌رسيد و آفتاب غروب مي‌كرد، از روي منوّر فاطمه عليهاالسلام نور سرخي مي‌درخشيد،- از فرح و شادي و شكر و نعمت الهي- پس به آن نور خانه‌هاي مدينه و ديوارهاي آن سرخ مي‌شد. مردم كه از مشاهده آن حالت متعجّب مي‌شدند به خدمت رسول خدا صلي الله عليه و آله مي‌رسيدند و از علت آن سوال مي‌ كردند. حضرت صلي الله عليه و آله ايشان را به خانه فاطمه عليهاالسلام مي‌فرستاد، پس آن بانو را مي‌ديدند كه در محراب نماز نشسته و به تسبيح و تمجيد الهي مشغول مي‌باشد و از گونه‌اش نور سرخي ساطع است. پس مي‌دانستند كه آن چه ديده‌اند از آثار نور آن حضرت بوده و پيوسته آن نور در جبين انور فاطمه عليهاالسلام بود تا آن كه امام حسين عليه السلام متولد شد و آن نور به جبين آن حضرت منتقل گرديد و پيوسته آن نور با ما هست و از امامي به امام ديگر منتقل مي‌شود تا روز قيامت.(8)&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;همچنين از آن حضرت پرسيدند: به چه سبب حضرت فاطمه عليهاالسلام را زهرا مي‌گفتند؟ فرمود: زيرا كه حق تعالي آن حضرت را از نور عظمت خود آفريد و چون او را آفريد، آسمان‌ها و زمين از نور روي او روشن شد و ديده‌هاي فرشتگان را خيره گرداند، و همگي براي حق تعالي به سجده افتاده و گفتند: اي خداي ما اين چه نور است؟ &lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;فاطمه عليهاالسلام را به آن سبب زهرا ناميدند كه چون در محراب خود به عبادت مي‌ايستاد، نور او، اهل آسمان را روشني مي‌بخشيد، چنان كه ستارگان آسمان اهل زمين را روشنايي مي‌دهند.&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;حق تعالي به ايشان وحي كرد: نوري است كه از نور خود آفريده و در آسمان ساكن گردانيده و از عظمت خود آن را خلق كرده‌ام. و او را از وجود پيغمبري از پيغمبران خود كه او را بر جميع پيغمبران برتري داده‌ام بيرون خواهم آورد، و از اين نور پيشوايان دين را كه قيام نمايند به امر من هدايت كنند مردم را به دين حق بيرون خواهم آورد و آنها را خليفه‌هاي خود در زمين گردانم، بعد از آن كه وحي من منقطع شود. &lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;و نيز از آن حضرت روايت كرده‌اند كه: فاطمه عليهاالسلام را به آن سبب زهرا ناميدند چرا که وقتي در محراب خود به عبادت مي‌ايستاد، نور او، اهل آسمان را روشني مي‌بخشيد، چنان كه ستارگان آسمان اهل زمين را روشنايي مي‌دهند.&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;از امام حسن عسكري عليه السلام سؤال كردند كه چرا حضرت فاطمه را زهرا ناميدند؟ فرمود: از براي آن كه روي آن حضرت براي اميرمؤمنان عليه السلام در آغاز روز مانند آفتاب، و در هنگام زوال چون ماه منير مي‌درخشيد و نزد غروب آفتاب همانند ستاره روشن مي‌شد.&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;در احاديث متواتر از طريق خاصّه و عامّه روايت شده است: آن حضرت را براي اين فاطمه ناميده‌اند كه حق تعالي او و شيعيانش را از آتش جهنم بريده است.&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;همچنين در احاديث متواتر از طريق خاصّه و عامّه روايت شده است: آن حضرت را براي اين فاطمه ناميده‌اند كه حق تعالي او و شيعيانش را از آتش جهنم بريده است. &lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;ابن شهر آشوب روايت كرده است كه كنيه‌هاي آن حضرت: امّ الحسن، امّ الحسين، امّ المحسنين، امّ الائّمّة، امّ ابيه، و اسماء آن حضرت: فاطمه، بتول، سّيده، عذرا، زهراء، حوراء، مباركه، طاهره، زكيّه، مرضيّه، محّدثه، مريم، الكبري و صديقة الكبري بود.&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;BR&gt;منبع : شبستان&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;&lt;FONT color=#339933 size=3&gt;اللهم عجل لولیک الفرج&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 14 Aug 2009 07:54:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=qoranetrat&amp;postid=93</comments>
<dc:creator>qoranetrat</dc:creator>
<guid>http://qoranetrat.blogfa.com/post-93.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چقدر خنده داره !</title>
<link>http://qoranetrat.blogfa.com/post-92.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=title style=&quot;MARGIN-TOP: 4px; MARGIN-BOTTOM: 10px; TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;از سایت خبری تحلیلی شیعه نیوز&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=title style=&quot;MARGIN-TOP: 4px; MARGIN-BOTTOM: 10px; TEXT-ALIGN: center&quot;&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=title style=&quot;MARGIN-TOP: 4px; MARGIN-BOTTOM: 10px; TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;چقدر خنده داره !&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;&lt;BR&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;بلاگر &lt;A title=&quot;وحدت و تفرقه&quot; href=&quot;http://www.vahdat-tafraqe.blogfa.com/post-128.aspx&quot; target=_blank&gt;وحدت و تفرقه&lt;/A&gt; در وبلاگ خود اینچنین مینویسد : چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;چقدر خنده داره که 50 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه، اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;چقدر خنده داره که وقتی می خواهیم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرفهای صدتا یه غاز بزنیم هیچ مشکلی نداریم! تازه وقت هم کم میاریم.&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و خطابه و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم!&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه و یا بخش از قرآن یا کتاب دعا سخته اما خوندن 100 صفحه از یه کتاب رمان آسونه!&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین ردیف یک مکان مذهبی مثل مسجد یا جایی که راجع به خدا و دین و روز قیامت سخنرانی می کنند تمایل داریم!&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;چقدر خنده داره که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می کنیم و برای همدیگه هم با آب و تاب تعریف می کنیم اما سخن خدا و قرآن رو به سختی باور می کنیم!&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی رو می شنویم کلی در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنیم! و آخر سر هم بی خیالش می شیم!&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;خنده داره ؟ اینطور نیست؟!&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;دارید می خندید؟&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;دارید فکر می کنید؟&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;آیا این خنده دار نیست که وقتی که می خواهید این حرفارو به بقیه بزنید خیلی ها رو از لیست خودتون پاک می کنید بخاطر اینکه مطمئنید که اونها به هیچ چی اعتقاد ندارند؟!!!&lt;BR&gt;خنده داره؟ ...... یا تاسف آوره؟&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;اینهارو توی وبلاگ بازار دیدم فکر کردم بد نیست شما هم ببینید.&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;&lt;FONT color=#009900 size=3&gt;اللهم عجل لولیک الفرج&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 12 Aug 2009 08:54:53 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=qoranetrat&amp;postid=92</comments>
<dc:creator>qoranetrat</dc:creator>
<guid>http://qoranetrat.blogfa.com/post-92.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خطبه بدون الف حضرت علیّ ابن ابیطالب (علیه السّلام)</title>
<link>http://qoranetrat.blogfa.com/post-91.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#009966&gt;از سایت خبری تحلیلی سلام شیعه&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;خطبه بدون الف حضرت علیّ ابن ابیطالب (علیه السّلام)&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کفعمی در مصباح، از هشام بن سایب کلبی و او از ابی صالح روایت می کند که: روزی جمعی از اصحاب پیغمبر بحث می نمودند در اطراف این موضوع که کدام حرف است در حروف که از همه بیشتر در کلام موجود است؟ معلوم شد حرف الف از همه بیشتر است و هیچکس نمی نتواند کلامی بگوید که الف در آن نباشد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) حضور داشتند. بدون تأمّل و فی البداهه خطبه ای فرمودند. چنانکه عقلها حیران ماند و نام این خطبه را مونقه گذاشتند؛ یعنی در حسن و نیکویی و بلاغت، شگفت آور است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فرمودند:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حَمِدتُ مَن عَظُمَت مِنَّتُهُ، وَ سَبَغَت نِعمَتُهُ، وَ سَبَقَت رَحمَتُهُ، وَ تَمَّت کَلِمَتُهُ، وَ نَفَذَت مَشیَّتُهُ، وَ بَلَغَت حُجَّتُهُ، و عَدَلَت قَضیَّتُهُ، وَ حَمِدتُ حَمَدَ مُقِرٍّ بِرُبوبیَّتِهِ، مُتَخَضِّعٍ لِعُبودیَّتِهِ، مُتَنَصِّلٍ مِن خَطیئتِهِ، مُعتَرِفٍ بِتَوحیَدِهِ، مُستَعیذٍ مِن وَعیدِهِ، مُؤَمِّلٍ مِن رَبِّهِ مَغفِرَةً تُنجیهِ، یَومَ یُشغَلُ عَن فَصیلَتِهِ وَ بَنیهِ، وَ نَستَعینُهُ، وَ نَستَرشِدُهُ، وَ نُؤمِنُ بِهِ، وَ نَتَوَکَّلُ عَلَیهِ، وَ شَهِدتُ لَهُ بِضَمیرٍ مُخلِصٍ موقِنٍ، وَ فَرَّدَتُهُ تَفریدَ مُؤمِنٍ مُتقِنٍ، وَ وَحَّدَتُهُ تَوحیدَ عَبدٍ مُذعِنٍ لَیسَ لَهُ شَریکٌ فی مُلکِهِ، وَ لَم یَکُن لَهُ وَلیٌّ فی صُنعِهِ، جَلَّ عَن مُشیرٍ وَ وَزیرٍ، وَ تَنَزَّهَ عَن مِثلٍ وَ نَظیرٍ، عَلِمَ فَسَتَرَ، وَ بَطَنَ فَخَبَرَ، وَ مَلَکَ، فَقَهَرَ، وَعُصیَ فَغَفَرَ، وَ عُبِدَ فَشَکَرَ، وَ حَکَمَ فَعَدَلَ، وَ تَکَرَّمَ وَ تَفَضَّلَ، لَم یَزَل وَ لَم یَزولَ، وَ لیسَ کَمِثلِهِ شَیءٌ، وَهُوَ قَبلَ کُلِّ شَیءٍ وَ بَعدَ کُلِّ شَیءٍ، رَبٌّ مُتَفَرِّدٌ بِعِزَّتِهِ، مَتَمَلِّکٌ بِقُوَّتِهِ، مُتَقَدِّسٌ بِعُلُوِّهِ، مُتَکَبِّرٌ بِسُمُوِّهِ لَیسَ یُدرِکُهُ بَصَرٌ، وَ لَم یُحِط بِهِ نَظَرٌ، قَویٌ، مَنیعٌ، بَصیرٌ، سَمیعٌ، علیٌّ، حَکیمٌ، رَئوفٌ، رَحیمٌ، عَزیزٌ، عَلیمٌ، عَجَزَ فی وَصفِهِ مَن یَصِفُهُ، وَ ضَلَّ فی نَعتِهِ مَن یَعرِفُهُ، قَرُبَ فَبَعُدَ، وَ بَعُدَ فَقَرُبَ، یُجیبُ دَعوَةَ مَن یَدعوهُ، وَ یَرزُقُ عَبدَهُ وَ یَحبوهُ، ذو لُطفٍ خَفیٍّ، وَ بَطشٍ قَویٍّ، وَ رَحمَةٍ موسِعَةٍ، وَ عُقوبَةٍ موجِعَةٍ، رَحمَتُهُ جَنَّةٌ عَریضَةٌ مونِقَةٌ، وَ عُقوبَتُهُ حَجیمٌ مؤصَدَةٌ موبِقَةٌ، وَ شَهِدتُ بِبَعثِ مُحَمَّدٍ عَبدِهِ وَ رَسولِهِ صَفیِّهِ وَ حَبیبِهِ وَ خَلیلِهِ، بَعَثَهُ فی خَیرِ عَصرٍ، وَ حینَ فَترَةٍ، وَ کُفرٍ، رَحمَةً لِعَبیدِهِ، وَ مِنَّةً لِمَزیدِهِ، خَتَمَ بِهِ نُبُوَّتَهُ، وَ قَوّی بِهِ حُجَّتَهُ، فَوَعَظَ، وَ نَصَحَ، وَ بَلَّغَ، وَ کَدَحَ، رَؤفٌ بِکُلِّ مُؤمِنٍ، رَحیمٌ، ولیٌّ، سَخیٌّ، ذَکیٌّ، رَضیٌّ، عَلَیهِ رَحمَةٌ، وَ تَسلیمٌ، وَ بَرَکَةٌ، وَ تَعظیمٌ، وَ تَکریمٌ مِن رَبٍّ غَفورٍ رَحیمٍ، قَریبٍ مُجیبٍ، وَصیَّتُکُم مَعشَرَ مَن حَضَرَنی، بِتَقوی رَبِّکُم، وَ ذَکَّرتُکُم بِسُنَّةِ نَبیِّکُم، فَعَلَیکُم بِرَهبَةٍ تُسَکِّنُ قُلوبَکُم، وَ خَشیَةٍ تَذری دُموعَکُم، وَ تَقیَّةٍ تُنجیکُم یَومَ یُذهِلُکُم، وَ تُبلیکُم یَومَ یَفوزُ فیهِ مَن ثَقُلَ وَزنَ حَسَنَتِهِ، وَ خَفَّ وَزنَ سَیِّئَتِهِ، وَ لتَکُن مَسئَلَتُکُم مَسئَلَةَ ذُلٍّ، وَ خُضوعٍ، وَ شُکرٍ، وَ خُشوعٍ، وَ تَوبَةٍ، وَ نَزوعٍ، وَ نَدَمٍ وَ رُجوعٍ، وَ لیَغتَنِم کُلُّ مُغتَنَمٍ مِنکُم، صِحَّتَهُ قَبلَ سُقمِهِ، وَ شَیبَتَهُ قَبلَ هِرَمِهِ، وَ سِعَتَهُ قَبلَ عَدَمِهِ، وَ خَلوَتَهُ قَبلَ شُغلِهِ، وَ حَضَرَهُ قَبلَ سَفَرِهِ، قَبلَ هُوَ یَکبُرُ، وَ یَهرَمُ، وَیَمرَضُ، وَ یَسقَمُ، وَ یُمِلُّهُ طَبیبُهُ، وَ یُعرِضُ عَنهُ جَیِبُهُ، وَ یَتَغَیَّرَ عَقلُهُ، وَ لیَقطِعُ عُمرُهُ، ثُمَّ قیلَ هُوَ مَوَعوکَ، وَ جِسمُهُ مَنهوکٌ، قَد جَدَّ فی نَزعٍ شَدیدٍ، وَ حَضَرَهُ کُلُّ قریبٍ وَ بَعیدٍ، فَشَخَصَ بِبَصَرِهِ، وَ طَمَحَ بِنَظَرِهِ، وَ رَشَحَ جَبینُهُ، وَ سَکَنَ حَنینُهُ، وَ جُذِبَت نَفسُهُ، وَ نُکِبَت عِرسُهُ، وَ حُفِرَ رَمسُهُ، وَ یُتِمَّ مِنهُ وُلدُهُ، وَ تَفَرَقَ عَنهُ عَدَدُهُ، وَ قُسِّمَ جَمعُهُ، وَ ذَهَبَ بَصَرُهُ وَ سَمعُهُ، وَ کُفِّنَ، وَ مُدِّدَ، وَ وُجِّهَ، وَ جُرِّدَ، وَ غُسِّلَ، وَ عُرِیَ، وَ نُشِفَ، وَ سُجِیَ، وَ بُسِطَ لَهُ، وَ نُشِرَ عَلَیهِ کَفَنُهُ، وَ شُدَّ مِنهُ ذَقَنُهُ، وَ قُمِّصَ، وَ عُمِّمَ، وَ لُفَّ، وَ وُدِعَّ، وَ سُلِّمَ، وَ حُمَلِ فَوقَ سَریرٍ، وَ صُلِّیَ عَلَیهِ بِتَکبیرٍ، وَ نُقِلَ مِن دورٍ مُزَخرَفَةٍ، وَ قُصورٍ مُشَیَّدَةٍ، وَ حَجُرٍ مُنَضَّدَةٍ، فَجُعِلَ فی ضَریحٍ مَلحودَةٍ، ضَیِّقٍ مَرصوصٍ بِلبنٍ، مَنضودٍ، مُسَقَّفٍ بِجُلمودٍ، وَ هیلَ عَلیهِ حَفَرُهُ، وَ حُثِیَ عَلیهِ مَدَرُهُ، فَتَحَقَّقَ حَذَرُهُ، وَ نُسِیَ خَبَرُهُ وَ رَجَعَ عَنهُ وَلیُّهُ، وَ نَدیمُهُ، وَ نَسیبُهُ، وَ حَمیمُهُ، وَ تَبَدَّلَ بِهِ قرینُهُ، وَ حَبیبُهُ، وَ صَفیُّهُ، وَ نَدیمُهُ فَهُوَ حَشوُ قَبرٍ، وَ رَهینُ قَفرٍ، یَسعی فی جِسمِهِ دودُ قَبرِهِ وَ یَسیلُ صَدیدُهُ مِن مِنخَرِهِ، یُسحَقُ ثَوبُهُ وَ لَحمُهُ، وَ یُنشَفُ دَمُهُ، وَ یُدَقُّ عَظمُهُ، حَتّی یَومَ حَشرِهِ، فَیُنشَرُ مِن قَبرِهِ، وَ یُنفَخُ فِی الصّورِ، وَ یُدعی لِحَشرٍ وَ نُشورٍ، فَثَمَّ بُعثِرَت قُبورٌ، وَ حُصِّلَت صُدورٌ، وَ جیء بِکُلِّ نَبیٍّ، وَ صِدّیقٍ، وَ شَهیدٍ، وَ مِنطیقٍ، وَ تَوَلّی لِفَصلِ حُکمِهِ رَبٌّ قدیرٌ، بِعَبیدِهِ خَبیرٌ وَ بَصیرٌ، فَکَم مِن زَفرَةٍ تُضنیهِ، وَ حَسرَةٍ تُنضیهِ، فی مَوقِفٍ مَهولٍ عَظیمٍ، وَ مَشهَدٍ جَلیلٍ جَسیمٍ، بَینَ یَدَی مَلِکٍ کَریمٍ، بِکُلِّ صَغیرَةٍ وَ کَبیرَةٍ عَلیمٍٍ، حینَئِذٍ یُلجِمُهُ عَرَقُهُ، وَ یَحفِزُهُ قَلَقُهُ، عَبرَتُهُ غَیرُ مَرحومَةٍ، وَ صَرخَتُهُ غَیرُ مَسموعَةٍ، وَ حُجَّتُهُ غَیرُ مَقبولَةٍ، وَ تَؤلُ صَحیفَتُهُ، وَ تُبَیَّنُ جَریرَتُهُ، وَ نَطَقَ کُلُّ عُضوٍ مِنهُ بِسوءِ عَمَلِهِ وَ شَهِدَ عَینُهُ بِنَظَرِهِ وَ یَدُهُ بِبَطشِهِ وَ رِجلُهُ بِخَطوِهِ وَ جِلدُهُ بِمَسِّهِ وَ فَرجُهُ بِلَمسِهِ وَ یُهَدِّدَهُ مُنکَرٌ وَ نَکیرٌ وَ کَشَفَ عَنهُ بَصیرٌ فَسُلسِلَ جیدُهُ وَ غُلَّت یَدُهُ وَ سیقَ یُسحَبُ وَحدَهُ فَوَرَدَ جَهَنَّمَ بِکَربٍ شَدیدٍ وَ ظَلَّ یُعَذَّبُ فی جَحیمٍ وَ یُسقی شَربَةٌ مِن حَمیمٍ تَشوی وَجهَهُ وَ تَسلخُ جَلدَهُ یَضرِبُهُ زَبینَتُهُ بِمَقمَعٍ مِن حدیدٍ یَعودُ جِلدُهُ بَعدَ نَضجِهِ بِجلدٍ جدیدٍ یَستَغیثُ فَیُعرِضُ عَنهُ خَزَنَةُ جَهَنَّمُ وَ یَستَصرخُ فَیَلبَثُ حُقبَهُ بِنَدَمٍ نَعوذُ بِرَبٍّ قَدیرٍ مِن شَرِّ کُلِّ مَصیرٍ وَ نَسئَلُهُ عَفوَ مَن رَضیَ عَنهُ وَ مَغفِرَةَ مَن قَبِلَ مِنهُ فَهُوَ وَلیُّ مَسئَلَتی وَ مُنحُجِ طَلِبَتی فَمَن زُحزِحَ عَن تَعذیبِ رَبِّهِ سَکَنَ فی جَنَّتِهِ بِقُربِهِ وَ خُلِّدَ فی قُصورِ مُشَیَّدةٍ وَ مُکِّنَ مِن حورٍ عینٍ وَ حَفَدَةٍ وَ طیفَ عَلَیهِ بِکُئوسٍ وَ سَکَنَ حَظیرَةَ فِردَوسٍ، وَ تَقَلَّبَ فی نَعیمٍ، وَ سُقِیَ مِن تَسنیمٍ وَ شَرِبَ مِن عَینٍ سَلسَبیلٍ، مَمزوجَةٍ بِزَنجَبیلٍ مَختومَةً بِمِسکٍ عَبیرٍ مُستَدیمٍ لِلحُبورٍ مُستَشعِرٍ لِلسّرورِ یَشرَبُ مِن خُمورٍ فی رَوضٍ مُشرِقٍ مُغدِقٍ لَیسَ یَصدَعُ مَن شَرِبَهُ وَ لَیسَ یَنزیفُ هذِهِ مَنزِلَةُ مَن خَشِیَ رَبَّهُ وَ حَذَّر نَفسَهُ وَ تِلکَ عُقوبَةُ مَن عَصی مُنشِئَهُ وَ سَوَّلَت لَهُ نَفسُهُ مَعصیَةَ مُبدیهِ ذلِکَ قَولٌ فَصلٌ وَ حُکمٌ عَدلٌ خَیرُ قَصَصٍ قَصَّ وَ وَعظٍ بِهِ نَصَّ تَنزیلٌ مِن حَکیمٍ حَمیدٍ نَزَلَ بِهِ روحُ قُدُسٍ مُبینٍ عَلی نَبیٍّ مُهتَدٍ مَکینٍ صَلَّت عَلَیهِ رُسُلٌ سَفَرَةٌ مُکَرَّمونَ بَرَرَةٌ عُذتُ بِرَبٍ رَحیمٍ مِن شَرِّ کُلِّ رَجیمٍ فَلیَتَضَرَّع مُتَضَرِّعُکُم وَ لیَبتَهِل مُبتَهِلُکُم فَنَستَغفِرُ رَبَّ کُلِّ مَربوبِ لی وَ لَکُم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#330066&gt;ترجمه در ادامه مطلب است&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 06 Jul 2009 21:25:09 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=qoranetrat&amp;postid=91</comments>
<dc:creator>qoranetrat</dc:creator>
<guid>http://qoranetrat.blogfa.com/post-91.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ذكر فضايل علي(عليه السلام) از زبان عمر</title>
<link>http://qoranetrat.blogfa.com/post-90.aspx</link>
<description>&lt;B&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#330066&gt;از سایت خبری تحلیلی سلام شیعه&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;ذكر فضايل علي(عليه السلام) از زبان عمر&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عمر بن خطاب در روز اول خلافتش به منبر رفت و گفت:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بخدا قسم دوازده فضيلت به علي بن ابيطالب (ع) داده شد که يکي از آنها براي من نيست و نه از براي احدي از مردم. و آن دوازده تا اين است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اولين فضيلت: بدنيا آمدن آن بزرگوار در کعبه.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دومين فضيلت: عقد حضرت فاطمه زهرا (عليها السلام) در آسمان براي علي (ع).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سومين فضيلت: زهرا (عليهاالسلام) همسر علي (ع) است و اين بهترين فضيلت هاست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چهارمين فضيلت: آقا حسن و حسين (عليهماالسلام) فرزندان او هستند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پنجمين فضيلت: فرمايشات پيغمبر (ص) در حضور من، کسي که من مولاي او هستم پس علي مولاي اوست خدايا دوست بدار کسي که علي را دوست بدارد و دشمن بدار کسي که علي را دشمن بدارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ششمين فضيلت: روز عيد غدير خم که حضرت رسول (ص) فرمود و من حاضر بودم، يا علي منزلت تو به من مثل منزلت هارون به موسي علي نبينا و آله و عليه السّلام است يعني تو برادر و وصي بلافصل من هستي.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هفتمين فضيلت: بسته شدن تمام درهاي خانه اصحاب که به مسجد باز مي شد. مگر در خانه علي (ع) که بسته نشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هشتمين فضيلت: قول پيغمبر اکرم (ص): کسي که عبادت کند در مثل مکه و مدينه نهصدو پنجاه سال مثل نوح (ع) که در ما بين قومش عبادت کرد و صبر کند بر گرماي مکه و گرسنگي مدينه و انفاق کند مالش را که بقدر کوه احد باشد و جهاد کند مابين کوه صفا و مروه در راه خدا با اختيار خودش براي رضاي خدا و نيايد روز قيامت با ولاي تو يا علي پس عمل او و زهد و انفاق او قبول نمي شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نهمين فضيلت: فرود آمدن ستاره در خانه علي (ع).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دهمين فضيلت برگشتن خورشيد براي علي (ع) دو مرتبه.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;يازدهمين فضيلت: حرف زدن علي (ع) با مردگان باذن خداي تعالي و صحبت کردن با شير و گرگ و آهو و اژدها و ماهي و ساير حيوانات.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دوازدهمين فضيلت: علي قادر است که پنجاه هزار نفر مثل مرا با دست چپش به قتل برساند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و آقا علي (ع) حضور داشتند سر مبارک بلند فرمود و فرمودند اعتراف کرد به حق قبل از آنکه شهادت بر او بدهند...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;لا فتي الا علي لا سيف الا ذوالفقار&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هست عنواني که از حق خواجه قنبر گرفت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اي خوش آن نيک اختري کز روي ايمان و خلوص&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در دو عالم دامن آن مظهر داور گرفت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کي نشيند تا ابد گرد کدورت بر دلي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کز ولايش روشني چون خسرو خاور گرفت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مي شود سيراب از چشمه فيض خداي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هرکسي جامي ز دست ساقي کوثر گرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#006600 size=3&gt;اللهم عجل لولیک الفرج&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 06 Jul 2009 21:12:37 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=qoranetrat&amp;postid=90</comments>
<dc:creator>qoranetrat</dc:creator>
<guid>http://qoranetrat.blogfa.com/post-90.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خطبه بدون نقطه حضرت علیّ ابن ابیطالب (علیه السّلام)</title>
<link>http://qoranetrat.blogfa.com/post-89.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#666600&gt;از سایت خبری تحلیلی سلام شیعه&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;خطبه بدون نقطه حضرت علیّ ابن ابیطالب (علیه السّلام)&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;الواحدُ الاحدُ الأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سَلَّطَ المُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَ وَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ دَحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;الاِلاهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُ السَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُ الطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَأمولُ کَرَمُهُ.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;أسعَدَ اللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِ أمرِهِ، وَ کَمالِ مُرادِهِ. أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ أسطَعُهُم سُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً، وَ أصَحُّهُم عُهوداً، وَ أکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;صَلاةُ اللهِ لَهُ لِآلِهِ الأطهارِ مُسَلَّمَةً مُکَرَّرَةً مَعدودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الکِرامِ مُحَصَّلَةً مُرَدَّدَةً ما دامَ لِالسَّماءِ أمرٌ مَرسومٌ وَ حَدٌّ مَعلومٌ.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;أرسَلَهُ رَحمَةً لَکُم، وَ طَهارَةً لِأعمالِکُم، وَ هُدوءَ دارِکُم وَ دُحورَ، عارِکُم وَ صَلاحَ أحوالِکُم، وَ طاعَةً لِلّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَکُم وَ رَحمَةً.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اِسمَعوا لَهُ وَ راعوا أمرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا – رَحِمَکُمُ اللهُ – لِدَوامِ العَمَلِ، وَ ادحَروا الحِرصَ، وَ اعدِموا الکَسَلَ، وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ مُلکِ وَ رَوعَها، وَ هَلَعَ الصُّدورِ وَ حُلولَ کَلِّها وَ هَمِّها.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هَلَکَ وَ اللهِ أهلُ الاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، کَم مُؤَمِّلٍ أمَّلَ ما أهلَکَهُ، وَ کَم مالٍ وَ سِلاحٍ أعَدَّ صارَ لِلأعداءِ عُدَّةً وَ عُمدَةً.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَ کَمالُهُ، لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَ کُلُّ حُکمٍ حُکمُهُ، وَ حَدَرَ کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عَصَمَکُمُ وَ لَوّاکُم، وَ دَوامَ السَّلامَةِ أولاکُم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَکُم، وَ لِلاِسلامِ هَداکُم، وَ رَحِمَکُم وَ سَمِعَ دُعاءَکُم، وَ طَهَّرَ أعمالَکُم، وَ أصلَحَ أحوالَکُم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وَ أسألُهُ لَکُم دَوامَ السَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءَ الدّارَةَ، وَ الاَحوالَ السّارَّةَ، وَ الحَمدُ لِلّهِ وَحدَهُ.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ترجمه در ادامه مطلب&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 05 Jul 2009 20:43:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=qoranetrat&amp;postid=89</comments>
<dc:creator>qoranetrat</dc:creator>
<guid>http://qoranetrat.blogfa.com/post-89.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زهد حضرت امیرالمومنین علی(علیه السلام)</title>
<link>http://qoranetrat.blogfa.com/post-88.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#333399&gt;از سایت خبری تحلیلی سلام شیعه&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;زهد حضرت امیرالمومنین علی(علیه السلام)&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;احنف بن قيس مي گويد: روزي به دربار معاويه رفتم، وقت ناهار آن قدر طعام گرم، سرد، ترش و شيرين پيش من آوردند که تعجب کردم بعد طعام ديگري آوردند که آنرا نشناختم، پرسيدم اين چه طعامي است ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;معاويه جواب داد: اين طعام از روده هاي مرغابي تهيه شده، آنرا با مغز گوسفند آميخته و با روغن پسته سرخ کرده و شکر نيشکر در آن ريخته اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;احنف بن قيس گويد: در اينجا بي اختيار گريه ام گرفت، گريستم، معاويه به حال تعجب گفت: علت گريه ات چيست؟ گفتم: علي بن ابيطالب (عليه السلام) يادم افتاد، روزي در خانه او بودم، وقت طعام رسيد فرمود ميهمان من باش آنگاه انباني مهر شده آوردند، گفتم در اين انبان چيست؟ فرمود: آرد جو «سويق شعير».&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گفتم: آيا مي ترسيد از آن بردارند يا نمي خواهيد کسي از آن بخورد؟ فرمود نه، هيچ يک نيست، بلکه مي ترسم حسن و حسين بر آن روغن يا روغن زيتون داخل کنند، گفتم: يا اميرالمؤمنين مگر اين کار حرام است؟ فرمود: نه بلکه بر امامان حق لازم است در طعام مانند مردمان عاجز و ضعيف باشند تا فقر باعث طغيان فقراء نشود، - هر وقت فقر به آنها فشار آورد بگويند: بر ما چه باک سفره اميرالمؤمنين نيز مانند ماست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فقال (عليه السلام) «لا ولکن يجب علي ائمة الحق ان يعتدوا انفسهم من ضعفة الناس لئلا يطغي الفقير فقره» معاويه گفت: اي احنف مردي را ياد کردي که فضيلت او قابل انکار نيست.[1] .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جمله اخير امام صلوات الله عليه در نهج البلاغه خطبه 207 در جواب عاصم بن زياد به اين عبارت آمده است: «قال و يحک لست کأنت ان الله فرض علي ائمة العدل ان يقدروا انفسهم بضعفة الناس کيلا يتبيغ بالفقير فقره».&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1.اصل الشيعة و اصولها ص 65 نقل ازنثر الدرر سعيد بن منصور بن الحسين الآبي.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#336666 size=3&gt;اللهم عجل لولیک الفرج&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 05 Jul 2009 20:24:10 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=qoranetrat&amp;postid=88</comments>
<dc:creator>qoranetrat</dc:creator>
<guid>http://qoranetrat.blogfa.com/post-88.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>علي اي هماي رحمت...</title>
<link>http://qoranetrat.blogfa.com/post-87.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#006666&gt;از سایت خبری تحلیلی سلام شیعه&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;علي اي هماي رحمت...&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مرحوم آية الله العظمى مرعشى نجفى فرمودند: شبى توسل پيدا كردم تا يكى از اولياى خدا را در خواب ببينم ، آن شب در عالم رؤيا مشاهده كردم در زاويه مسجد كوفه نشسته ام و اميرمؤمنان على (ع ) با جمعى حضور دارند، حضرت فرمودند: شعراى اهل بيت ما را بياوريد، ديدم چند تن از شعراى عرب را آوردند، افزود: شعراى فارسى زبان را هم بياوريد، آن گاه «محتشم كاشانى» و چند تن از شعراى فارسى زبان آمدند، فرمودند: «محمد حسين شهريار» را بياوريد! وى آمد، حضرت خطاب به شهريار گفتند: شعرت را بخوان!  او اين سروده را خواند:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;که به ماسوا فکندي همه سايه‌ي هما را&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به علي شناختم به خدا قسم خدا را&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چو علي گرفته باشد سر چشمه‌ي بقا را&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مگر اي سحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;برو اي گداي مسکين در خانه‌ي علي زن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بجز از علي که گويد به پسر که قاتل من&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چو اسير تست اکنون به اسير کن مدارا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بجز از علي که آرد پسري ابوالعجائب&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;که علم کند به عالم شهداي کربلا را&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چو به دوست عهد بندد ز ميان پاکبازان&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چو علي که ميتواند که بسر برد وفا را&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;متحيرم چه نامم شه ملک لافتي را&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بدو چشم خون فشانم هله اي نسيم رحمت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;که ز کوي او غباري به من آر توتيا را&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به اميد آن که شايد برسد به خاک پايت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چه پيامها سپردم همه سوز دل صبا را&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چو تويي قضاي گردان به دعاي مستمندان&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چه زنم چوناي هردم ز نواي شوق او دم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;که لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;«همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به پيام آشنائي بنوازد و آشنا را»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ز نواي مرغ يا حق بشنو که در دل شب&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حضرت آية الله مرعشى نجفى فرمودند: وقتى شعر شهريار به پايان رسيد، از خواب بيدار شدم ، چون اين شاعر را نديده بودم ، فرداى آن روز پرسيدم كه شهريار شاعر، چه كسى است؟ پاسخ دادند: در تبريز زندگى مى كند. گفتم از جانب من او را دعوت كنيد كه به قم بيايد. چند روز بعد شهريار آمد، ديدم همان كسى است كه او را در عالم رؤيا آن هم در حضور حضرت على (ع ) ديده ام . از او پرسيدم : اين شعر «على اى هماى رحمت» را كى ساخته اى؟ شهريار با شگفتى گفت : شما از كجا خبر داريد كه من اين شعر را ساخته ام ، چون آن را نه به كسى داده ام و نه در موردش با كسى صحبت كرده ام و هيچ كس از مضمون آن آگاهى ندارد. بعد حضرت آية الله مرعشى ماجراى رؤياى راستين خويش را براى وى باز گفت . در اين حال شهريار منقلب مى شود و مى گويد: در فلان شبى اين شعر را سروده ام و همان گونه كه عرض كردم كسى از آن باخبر نمى باشد. مرحوم آية الله مرعشى افزوده بودند: وقتى شهريار تاريخ و ساعت سرودن شعر را گفت ، مشخص شد درست مقارن ساعتى كه وى آخرين مصرع شعر خود را به پايان رسانيده ، من آن رؤيا را ديده ام . آقاى شجاعى خاطرنشان نموده اند: آنهايى كه تا سال 1357 ه -ق به نجف مشرف شده اند، اين شعر را كه با خطى خوش در داخل قابى بالاى ضريح مطهر حضرت على (ع ) قرار دارد، مشاهده كرده اند و من آن را ديده ام ، ولى نمى دانم چه كسى اين شعر را به آن جا انتقال داده و كى بالاى ضريح نهاده است ؟! روزى در محضر آية الله بهاءالدينى از شعر و شاعرى سخن به ميان آمد، ايشان با جمله اى كوتاه فرمود: بنده اشعار زيادى درباره اهل بيت ، خصوصا حضرت على (ع ) شنيده ام ، ولى هيچ كدام برايم چون شعر شهريار جذابيت نداشته است ، به همين جهت او را دعا كردم . بعدا برزخ را از او برداشتند!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پاورقي:حاج آقا رضا بهاءالدينى ، آيت بصيرت ، ص 79 و 89.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#006600 size=3&gt;اللهم عجل لولیک الفرج&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 05 Jul 2009 20:15:36 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=qoranetrat&amp;postid=87</comments>
<dc:creator>qoranetrat</dc:creator>
<guid>http://qoranetrat.blogfa.com/post-87.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شیخ الازهر و مفتی عربستان باید دست آیت‏الله سیستانی را ببوسند</title>
<link>http://qoranetrat.blogfa.com/post-86.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#660066&gt;&lt;STRONG&gt;از سایت فرهنگی اعتقادی فطرت&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;شیخ الازهر و مفتی عربستان باید دست آیت‏الله سیستانی را ببوسند&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از ابنا ، اظهارات &quot;جمال الخاشقجی&quot;، نویسنده و تحلیلگر سیاسی عربستانی و دبیر روزنامه &quot;اخبار العرب&quot; (روزنامه انگلیسی‏زبان و از پرتیراژترین جراید در عربستان) خشم وهابیان افراطی را برانگیخت.&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;وی در مقاله‏ای که اخیرا نوشته، از مواضع وحدت‏گرایانه آیت‏الله سیستانی از مراجع تقلید شیعیان حمایت و تقدیر کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;خاشقجی در ادامه سوالاتی را مطرح می‏کند که اگر آیت‏الله سیستانی فتوای قتل اهل‏سنت در عراق را صادر می‏کرد چه اتفاقی می‏افتاد؟ و آیا این امکان برای شیعیان وجود ندارد که اتومبیلی را در مقابل مسجد اهل‏سنت منفجر ساخته و تعدادی را به قتل برسانند؟ وی در پاسخ به این سوالات تاکید می‏کند: بی‏شک تنها کسی که آرامش را نزد شیعیان به ارمغان آورده است مرجع تقلیدشان است.&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;وی در ادامه از شیخ الازهر، مفتی عربستان و قرضاوی می‏خواهد به نجف اشرف سفر کرده و دستان آیت‏الله سیستانی را ببوسند.&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;این نویسنده عربستانی در بخش دیگری از مقاله خود به خبری مبنی بر کاندیدا بودن آیت‏الله سیستانی برای دریافت جایزه صلح نوبل اشاره کرده و می‏افزاید: وی نقشی مهم و اساسی در اجرای انتخاباتی آزاد در عراق و مقابله با توطئه‏های دشمنان ایفا می‏کند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;وی می‏افزاید: این مرجع شیعه تلاش بسیاری را برای پایان دادن به اختلافات بین شیعه و سنی به کار می‏گیرد تا جایی که از شیعیان می‏خواهد در برخورد با اهل‏سنت و سلفی‏ها، منطق، عقل و صبر را به کار گیرند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;1388/04/01 3:21 PM - سایت شیعه نیوز&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#0033cc size=4&gt;اللهم عجل لولیک الفرج&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 30 Jun 2009 09:33:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=qoranetrat&amp;postid=86</comments>
<dc:creator>qoranetrat</dc:creator>
<guid>http://qoranetrat.blogfa.com/post-86.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چه دلیلى بر مشروعیت زیارت قبور داریم؟</title>
<link>http://qoranetrat.blogfa.com/post-85.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ff00&gt;&lt;STRONG&gt;از سایت فرهنگی اعتقادی فطرت&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;چه دلیلى بر مشروعیت زیارت قبور داریم؟&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;در پاسخ این پرسش ، از کتاب و سنّت مى‏توان بهره جست و فعل صحابه نیز بر آن بوده: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;‏ الف - قرآن کریم :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;{ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ جَاءُوکَ...}. نساء : 64. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;‏ «اگر به خود ستم کردند ، سراغ تو مى‏آیند و استغفار مى‏کنند و تو اى محمد ، براى آنان طلب مغفرت کنى...». &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;‏ این آیه به زیارت پیامبر( ص ) در حیات و ممات تشویق مى‏کند؛ چنانکه سبکى مى‏گوید : علما از این آیه عمومیت؛ یعنى زمان حیات و وفات پیامبر( ص ) را استفاده کرده‏اند ، چون طبق روایات از پیامبر ( ص ) نقل شده : «حَیاتی خَیرٌ لَکُمْ تحدثون و نحدث لکم و وفاتی خیر لکم تعرض علیّ أعمالکم...» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;طرح التثریب ، ص‏297. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;‏ ب - سنت پیامبر اکرم( ص ): &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;‏ &lt;BR&gt;روایات و احادیث بسیارى از رسول اللّه( ص ) در تشویق به زیارت قبر شریف خود ، پس از رحلتش ، نقل شده است : «مَنْ زَارَ قَبْرِی وَجَبَتْ لَهُ شَفَاعَتِی» .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;السنن الکبرى ، ج‏5 ، ص‏24 5. ‏&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;‏ ج - فعل صحابه: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;‏ عبدالرزاق و بیهقى و ابن عبدالبر روایت کرده‏اند که حضرت فاطمه زهرا(س) ، هر جمعه به زیارت قبر عموى خود حضرت حمزه مى‏رفت ودر آنجا نماز مى‏خواند و گریه مى‏کرد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;‏ حاکم نیشابورى مى‏گوید : سند و راویان این حدیث تماماً ثقه هستند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;مصنف عبدالرزاق 3: 572 - مستدرک حاکم ، ج 1 ،377 - السنن الکبرى 4 ، 131 - تمهید شرح مو طا ، 3 ، 234 - و از خلیفه ثانى و عبدللَّه‏بن عمر نیز نقل شده که به هنگام بازگشت از سفر ، ابتداء قبر پیامبر ( ص ) را زیارت مى‏کردند شفاء السقام ، ص‏44 وفاء الوفاء 4 ،1340.. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#003366 size=4&gt;اللهم عجل لولیک الفرج&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 30 Jun 2009 09:27:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=qoranetrat&amp;postid=85</comments>
<dc:creator>qoranetrat</dc:creator>
<guid>http://qoranetrat.blogfa.com/post-85.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جایگاه علمی اهل بیت</title>
<link>http://qoranetrat.blogfa.com/post-84.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;از سایت فرهنگی اعتقادی فطرت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;جایگاه علمی اهل بیت&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;«ما اهل‏بیت پیامبر خدا اصحاب و خزانه‏داران و درهای شهر علم رسول‏الله (ص) هستیم. و هیچ کس به خانه‏ای جز از در آن وارد نمی‏شود و اگر از در وارد نشود دزد نامیده می‏شود».[1] به عقیده‏ی شیعیان امام امت اسلامی که پس از پیامبر خدا (ص) عهده‏دار زعامت و هدایت و حمایت مسلمانان می‏باشد، باید از همه‏ی امت اسلامی آگاه‏تر به احکام و مبانی اسلام و آشناترین ایشان به حقایق و اسرار کتاب خدا قرآن باشد. و این والاترین و ارزنده‏ترین سخن حق است. چرا که پس از پیامبر خدا (ص) جانشین او و امام امت اسلامی باید همانند رسول‏الله بر اساس کتاب خدا و بر پایه‏ی احکام و مبانی اسلام جامعه‏ی اسلامی را هدایت و امامت کند. و این مهم هرگز امکان‏پذیر نیست، مگر اینکه امام آگاه به کتاب خدا و آشنا به اسرار و حقایق آن باشد، تا در پرتو انوار روشن و هدایت بخش قرآن بتواند امت اسلامی را از خطر انحراف و ارتجاع و گمراهی و زوال و ذلت و وسوسه‏های خناسان توطئه‏گر رهایی بخشد. و به گواهی همه‏ی اسناد و مدارک تاریخی پس از پیامبر اکرم (ص) تنها امیرالمومنین و یازده اختر تابناک آسمان امامت از عترت پاک پیامبر خدا، با صدای رسا در همه‏ی عصرها فریاد برآورده‏اند که: &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;«ما اهل‏بیت پیامبر خدا (ص) اصحاب و خزانه‏داران و درهای شهر علم رسول‏الله می‏باشیم». &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و مهمتر از این سخن اینکه حتی یک مورد در دوران حیات و امامت اهل‏بیت عصمت و طهارت مشاهده نشده است، که یکی از دوستان و یا دشمنان ایشان پرسشی از کتاب خدا و یا هر موضوع دیگری از عترت معصوم پیامبر (ص) داشته باشد و آن سئوال از سوی آنها بی‏پاسخ باقی مانده باشد. و شگفت‏تر اینکه همه‏ی کسانی که در برابر اهل‏بیت پیامبر (ص) به مخالفت و دشمنی برخاسته‏اند، حتی در یک مورد نسبت به علم و عرفان و آگاهی خاندان رسول‏الله (ص) که اوصیاء آن حضرت پس از وی می‏باشند، اظهار شک و تردید نکرده‏اند. و بلکه در موارد بسیاری زبان به ستایش و تعظیم شخصیت و تجلیل از مقام علمی و مرتبه‏ی ایمان و عرفان آنها گشوده‏اند. در این رابطه سخنان هر سه خلیفه‏ی اهل سنت در کتابهای معتبر آنها به ویژه صحاح سته، (کتابهای صحیح ششگانه) که نزد آنان از ارزش و اعتبار خاصی برخوردار می‏باشد، شایان دقت و مراجعه است. &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سیره‏ی روشن و زندگانی سراسر رحمت و معرفت اهل‏بیت عصمت و طهارت علیهم‏السلام، سند زنده و گواه صادقی بر پایگاه رفیع علمی آنان است. مجموعه‏ی احادیثی که از پیامبر خدا درباره‏ی علم و عرفان و آگاهی&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عترت معصوم آن حضرت بیان شده و در کتابهای معتبر حدیث ثبت و ضبط است از یک سو و از سوی دیگر زلال گوارای علم و حکمت و عرفان بی‏انتهایی که از آبشار خروشان حیات ائمه‏ی اطهار (ع) سرچشمه گرفته و همه‏ی تشنگان علوم و معارف اسلامی را سیراب کرد، دلیل محکم و حجت متین و استواری بر اثبات علم الهی و حکمت خدایی آنها است، که از سوی خدای علیم و پروردگار حکیم به اوصیاء رسول‏الله (ص) و ائمه‏ی امت اسلامی افاضه و عنایت شده است. و به همین دلیل و با اتکاء به عنایت و لطف خاص حق تعالی نسبت به عترت مطهر و معصوم حضرت ختمی مرتبت، امیرالمومنین امام علی بن ابیطالب علیه‏السلام در ادامه‏ی سخنان خود پیرامون مقام و شخصیت اهل‏بیت پیامبر (ص) فرمود: «آیات کریمه‏ی قرآن (آنچه در مدح و منقبت نازل شده) درباره‏ی اهل‏بیت پیامبر (ص) فرود آمده است و آنان گنجهای خدای بخشنده‏اند».[2]&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این بخش از کلام امیرالمومنین امام علی (ع) ممکن است برای آنها که دارای قلبی پاک از آلودگیهای گناه و وسوسه‏های اهریمن نیستند، گران جلوه کند. ولی برای آنها که آئینه‏ی جانشان از زنگار نفاق و حسد و کینه پاک شده و خانه‏ی دل ایشان به روشنای ایمان و معرفت اهل‏بیت رسول‏الله (ص) روشن و تابناک است، حقیقتی محسوس و واقعیتی غیرقابل انکار است. چرا که آیات مدح و منقبت قرآن همه در تجلیل و تعظیم و ستایش مومنان، موحدان، مخلصین، مجاهدین فی سبیل الله، ایثارگران، اقامه کنندگان نماز، حج‏گزاران، پرداخت کنندگان خمس و زکات، آمرین به معروف و نهی کنندگان از منکر، مهربانان با مردم، اشداء و سختگیرندگان بر کفار، خاشعین، پرهیزگاران، امیدواران به رحمت پروردگار، امانتداران امین، اطاعت کنندگان پیامبر، صادقین، عالمان عامل، صالحان، مومنان به غیب و قیامت، اطعام کنندگان در راه خدا، نوازندگان و پناه دهندگان یتیمان، انفاق کنندگان در راه حق تعالی، دفاع کنندگان از حق، پیکارگران با باطل، یاوران مظلوم، دشمنان ظالم، شیفتگان لقاء الله و صابران است. و مصداق آشکارا و حتمی همه‏ی این صفات ممتاز و بر جسته و فرد اکمل عباد الرحمان ائمه‏ی اطهار (ع) از عترت پاک و معصوم پیامبر خدا (ص) می‏باشند. امامان پاکباز و پاک نهاد و معصوم و مطهری از سلاله‏ی خاتم الانبیاء (ص) که تجسم عینی و تجلی نهایی همه‏ی آیات رحمت و فضیلت و کرامت قرآن در حیات سراسر فیض و برکت آنان پیدا و مشهود است. و اگر همه‏ی کرائم قرآن و آیات مدح و منقبت آن به فرموده‏ی امام علی (ع) درباره‏ی پیامبر اکرم و ائمه‏ی اطهار صلوات الله علیهم نازل نشده باشد، پس در شان چه کسانی می‏تواند نازل شده باشد؟ &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر آیات قرآن که در فضیلت نمازگزاران خاشع، نیایش کنندگان با اخلاص، جهادگران شهادت طلب، روزه‏داران خداجو، ایثارگران جوانمرد، خدمتگزاران به مردم، وفاکنندگان به پیمانها، امانتداران امین، شیفتگان حقیقت، سینه‏سوختگان عشق الهی، مومنان صادق و کارگزاران صالح سخن گفته، در تجلیل و تکریم اهل‏بیت رسول‏الله (ص) نیست، پس مخاطب نخستین این آیات چه کسانی هستند؟ &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به نزد هر انسان مومن و آزاده‏ای که با فرهنگ دین مانوس و با زبان قرآن آشنا است و از صدق و صفا و اخلاص و جوانمردی اسلامی برخوردار می‏باشد، به روشنی آفتاب و تابندگی حقیقت روشن است که به فرموده‏ی امام علی (ع)، همه‏ی کرائم قرآن در شان عترت معصوم پیامبر خدا است. امام علیه‏السلام در ادامه‏ی سخنان خود عترت پیامبر اکرم را به گنجهای خدای بخشنده تشبیه کرده است. و این سخن به معنی آنست که همه‏ی برکات و فیوضات و الطاف خاص پروردگار از سوی ایشان و به برکت این بندگان صالح و صادق حق تعالی به مردم می‏رسد. و آنها که دستشان از دامان عنایت و کرامت اهل‏بیت رسول‏الله (ص) کوتاه است، محرومین و زیانکاران آخرت و سرای جاویدان می‏باشند. &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یکی دیگر از ویژگیهای ممتازی که اختصاص به عترت معصوم پیامبر (ص) دارد و در کلام امیرالمومنین حضرت علی (ع) به آن اشاره شده است، این صفت ممتاز اخلاقی است که امام فرمود: &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;«خاندان پیامبر (ص) اگر سخن بگویند، راست می‏گویند و اگر ساکت باشند کسی بر آنها پیشی نگرفته است». از آنجا که عترت پاک و مطهر پیامبر خدا (ص) همیشه و در هر حالی خود را در محضر پروردگار حاضر می‏دانند و حق تعالی را بر احوال خویش بصیر و ناظر می‏شمارند. و نیز به دلیل اینکه ایشان مظهر و مظهر صدق و صفا و صحت و حکمت کلام می‏باشند، هر گاه زبان به سخن گشوده‏اند جز راستی و درستی در کلام آنها مشاهده نشده است. و این حقیقت روشن و آشکاری است که در سخنان حکمت‏آمیز و هدایت بخش آنان مشهود است. و هیچ انسان آگاه و آزادی تا به حال این واقعیت محسوس را انکار نکرده، چرا که کلام ایشان نور و گفته‏ی آنان صادق و حق محض است. &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و آنگاه که از گذرگاه حکمت و بر اساس درایت و بصیرت سکوت اختیار کرده و لب از سخن فرو بسته‏اند، هیچکس بر آنها پیشی نگرفته است. چرا که ایشان به اقتضای معرفت و درایت ذاتی خویش به حکمت سخن گفتن به هنگام و به مصلحت سکوت، در زمان لب فرو بستن آگاهی و احاطه‏ی کامل دارند.&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  &lt;BR&gt;
&lt;HR id=null&gt;
&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1) نهج‏البلاغه فیض، خطبه 153.&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2) نهج‏البلاغه فیض، خطبه 153.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اللهم عجل لولیک الفرج&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 29 Jun 2009 19:41:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=qoranetrat&amp;postid=84</comments>
<dc:creator>qoranetrat</dc:creator>
<guid>http://qoranetrat.blogfa.com/post-84.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
