تبليغاتX
قران و عترت
اهل بیت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم بالاخص امام زمان عجل الله فرجه
 

از سایت خبری تحلیلی سلام شیعه

غدیر، روز شادی و شکرگذاری چاپ ايميل
24 آذر 1387,ساعت 21:21:39

«غدیر» را هزاران راوی، کتاب، مقاله، سند، شیعه و سنی روایت کرده اند. اتفاق بزرگی که در اجرای فرمان الهی:يا ايُها الرُّسوُل بَـلـِّغ ما اُنزِلَ اليکَ مِن رَبِّک وَ اِن لـَم تـَفعَل فـَما بَلـَّغت رِسالـَتـَهُ (مائده/ 67) رخ نمود و با وجود همه مظلومیت ها و ناروائی ها در امتداد تاریخ پر فراز و فرود، طنین پیام بلند رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم، همچنان گوشها و جانهای مومنان را می نوازد



غدیر، روز شادی و شکرگذاری

در کلام معصومین علیهم السلام از حماسه غدیر با جملاتی مثل: عيدالله الاكبر، روز خشنودى پروردگار، روز شادمانى امت، يوم الولاية، يوم الكرامة، يوم كمال الدين، يوم البرهان، يوم الميثاق المأخوذ، يوم الزينة، روز اتمام نعمت، روز شكرگزارى و عيد اهل البيت علیهم السلام یاد شده است.

«غدیر» را هزاران راوی، کتاب، مقاله، سند، شیعه و سنی روایت کرده اند. اتفاق بزرگی که در اجرای فرمان الهی:يا ايُها الرُّسوُل بَـلـِّغ ما اُنزِلَ اليکَ مِن رَبِّک وَ اِن لـَم تـَفعَل فـَما بَلـَّغت رِسالـَتـَهُ (مائده/ 67) رخ نمود و با وجود همه مظلومیت ها و ناروائی ها در امتداد تاریخ پر فراز و فرود، طنین پیام بلند رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم، همچنان گوشها و جانهای مومنان را می نوازد که:هر کس که من مولاي اويم علی مولاي او خواهد بود.

علامه امینی ره، یازده جلد کتاب سترگ «الغدیر» را با مشقتهای فراوان منتشر کرده است تا مستندات این روایت را گردآورده و به همه شبهات پاسخ گوید و دروغگویان را رسوا سازد. دانشمندان و عالمان بی شماری قبل از علامه امینی نیز به چنین کاری همت گمارده و کتابهای فراوانی در همین باب منتشر ساختند. در واقع روایتگری غدیر از همان روز و به دعوت پیامبر (ص) آغاز و بی شک تا ظهور حضرت ولی عصر علیه السلام ادامه خواهد یافت. با همه اینها آنچه که در روز هجدهم ذیحجه سال دهم هجری واقع شد بی نیاز از شرح و توضیح بوده و کافی است روایت تاریخی غدیر و سخنان پیامبر عظیم الشان اسلام ص درآن روز، به دقت مورد مطالعه قرار گیرد تا همه چیز راجع به ولایت علی علیه السلام و جانشینی رسول الله صلی الله علیه و آله آشکار گردد.

مطابق روایت علامه امینی ره در جلد اول الغدیر، واقعه غدیر اینگونه آغاز می شود: «رسول خدا صلي الله عليه و آله در دهمين سال هجرت، زيارت خانه خدا (کعبه) را با اجتماع مسلمين آهنگ فرمود. و در ميان قبايل مختلفه و طوائف اطراف بر حسب امر آن حضرت اعلان شد، و در نتيجه گروه عظيمي به مدينه آمدند تا در انجام اين تکليف الهي (اداي مناسک حج بيت الله) از آن حضرت پيروي و تعليمات آن حضرت را فرا گيرند. اين تنها حجي بود که پيغمبر صلي الله عليه و آله بعد از مهاجرت به مدينه انجام داد، نه پيش از آن و نه بعد از آن ديگر اين عمل از طرف آن حضرت وقوع نيافته و اين حج را به اسامي متعدد در تاريخ ثبت نموده اند، از قبيل: حجه الوداع - حجه الاسلام - حجه البلاغ - حجه الکمال - حجه التمام.

پس از آنکه رسول خدا صلي الله عليه و آله مناسک حج را انجام دادند و با جمعيتي که به همراه آن حضرت بودند آهنگ بازگشت به مدينه فرمودند چون به غديرخم (که در نزديک جحفه است) رسيدند. جبرئيل امين فرود آمد و از خداي تعالي اين آيه را آورد:يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليک من ربک...

در اين هنگام آنها که از آن مکان گذشته بودند به امر پيغمبر بازگشتند و آنها هم که در دنبال قافله بودند رسيدند و در همانجا متوقف شدند.

اذان ظهر گفته شد و آن حضرت نماز ظهر را با همه همراهان ادا فرمود. پس از فراغ از نماز در ميان گروه حاضرين بر محل مرتفعي که از جهاز شتران ترتيب داده بودند قرار گرفت و آغاز خطبه فرمود و با صداي بلند همگان را متوجه ساخت و چنين فرمود:

پس از ستايش خداوند و گواهي به يگانگي او. اي گروه مردم. همانا خداوند مهربان و دانا مرا آگهي داده که دوران عمرم سپري گشته و قريبا" دعوت خداوند را اجابت و به سراي باقي خواهم شتافت. من و شماها هر کدام بر حسب آنچه به عهده داريم مسئوليم. اينک انديشه و گفتار شما چيست؟ مردم گفتند: ما گواهي ميدهيم که تو ابلاغ فرمودي و از پند ما و کوشش در راه وظيفه دريغ نفرمودي. خداي به تو پاداش نيکو عطا فرمايد.

فرمود: ايا نه اين است که شماها بيگانگي خداوند و اينکه محمد صلي الله عليه و آله بنده و فرستاده او است گواهي ميدهيد؟ و به اينکه بهشت و دوزخ و مرگ و قيامت ترديد ناپذير است و اينکه مردگان را خدا بر مي انگيزد و اينها همه راست و مورد اعتماد شما است؟ همگان گفتند آري، به اين حقايق گواهي ميدهيم. پيغمبر صلي الله عليه و آله گفت: خداوندا گواه باش، و با تاکيد و مبالغه در توجه و شنوائي همگي و اقرار مجدد آنان باينکه سخنان آنحضرت را شنيده و توجه دارند فرمود: همانا من در انتقال بسراي ديگر و رسيدن بکنار حوض بر شما سبقت خواهم گرفت. و شما در کنار حوض بر من وارد ميشويد. بينديشيد و مواظب باشيد که پس از درگذشتن من با دو چيز گرانبها و ارجمند که در ميان شما ميگذارم چگونه رفتار نمائيد؟

در اين موقع يکي در ميان مردم بانگ برآورد که يا رسول الله آن دو چيز گرانبها و ارجمند چيست؟ فرمود: آنکه بزرگتر است کتاب خدا است که يکطرف آن در دست خدا و طرف ديگر آن در دست شما است (کنايه از اينکه کتاب خدا وسيله ارتباط با خداوند است) بنابراين آنرا محکم بگيريد و از دست ندهيد تا گمراه نشويد. و آن ديگر که کوچکتر است عترت من (اهل بيت من) ميباشد و همانا خداي مهربان و دانا مرا آگاه فرمود که اين دو هرگز از يکديگر جدا نخواهند شد تا کنار حوض بر من وارد شوند. و من اين امر را (عدم جدائي کتاب و عترت را) از پروردگار خود درخواست نموده ام. بنابراين. بر آن دو پيشي نگيريد و از پيروي آن دو باز نايستيد و کوتاهي نکنيد که هلاک خواهيد شد.

سپس دست علي عليه السلام را گرفت و او را بلند نمود و فرمود: اي مردم کيست که بر اهل ايمان از خود آنها (سزاوارتر) ميباشد؟ گفتند: خداي و رسولش داناترند. فرمود همانا خدا مولاي من است و من مولاي مومنين هستم و اولي و سزاوارترم به آنها از خودشان. پس هر کس که من مولاي اويم علي عليه السلام مولاي او خواهد بود و اين سخن را سه بار و بنا بگفته احمد بن حنبل پيشواي حنبلي ها چهار بار تکرار فرمود. سپس دست به دعا گشود و گفت: بار خدايا. دوست بدار آنکه را که او را دوست دارد و دشمن دار آنکه را که او را دشمن دارد و ياري فرما ياران او را و خوار گردان خوار کنندگان او را، و او را معيار و ميزان و محور حق و راستي قرار ده. آنگاه فرمود. بايد آنان که حاضرند اين امر را بغائبين برسانند و ابلاغ نمايند.

هنوز جمعيت پراکنده نشده بود که امين وحي الهي رسيد و اين آيه را آورد: "اليوم اکملت لکم دينکم و اتممت عليکم نعمتي و رضيت لکم الاسلام دينا " در اين موقع پيغمبر صلي الله عليه و آله فرمود: الله اکبر، بر اکمال دين و اتمام نعمت و خشنودي خدا به رسالت من و ولايت علي عليه السلام بعد از من.

سپس آن گروه شروع کردند به تهنيت اميرالمومنين عليه اسلام و از جمله آنان (پيش از ديگران) شيخين - (ابوبکر و عمر) بودند که گفتند: به به براي تو اي پسر ابي طالب که صبح و شام را درک نمودي در حاليکه مولاي من و مولاي هر مرد و زن مومني گشتي. و ابن عباس گفت: به خدا سوگند که اين امر (ولايت علي عليه السلام) بر همه واجب گشت.»

همانگونه که گفته شد هزاران سند مکتوب در تائید این روایت وجود دارد و اکثر علمای اهل سنت نیز حدیث غدیر را با اندکی تفاوت نقل کرده و بر آن تاکید نمودند. لذا در اصل حدیث، شبهه ای وجود ندارد و همه اختلافها بر سر تفسیر و نوع برداشت از مفهوم پیام رسول اکرم اسلام ص است که در این مورد و پاسخ به شبهات مطروحه به اندازه کافی، ادله و برهان ارائه شده و پژوهشهای ماندگاری از سوی اندیشمندان و دانشوران منتشر شده است که علاقمندان می توانند به آن منابع مراجعه نمایند.

در پایان از میان انبوه روایات و احادیثی که راجع به غدیر و فضائل علی علیه السلام،منتشر شده است، حقیر سه حدیث را انتخاب و تقدیم می کنم:

قال رسول الله (ص): يوم غدير خم افضل اعياد امتي و هو اليوم الذي امرني الله تعالي ذکره فيه بنصب اخي علي بن ابي طالب علما لامتي، يهتدون به من بعدي و هو اليوم الذي اکمل الله فيه الدين و اتم علي امتي فيه النعمة و رضي لهم الاسلام دينا. امالي صدوق: 125، ح 8. رسول خدا (ص) فرمود: روز غدير خم برترين عيدهاي امت من است و آن روزي است که خداوند بزرگ دستور داد; آن روز برادرم علي بن ابي طالب را به عنوان پرچمدار (و فرمانده) امتم منصوب کنم، تا بعد از من مردم توسط او هدايت شوند، و آن روزي است که خداوند در آن روز دين را تکميل و نعمت را بر امت من تمام کرد و اسلام را به عنوان دين براي آنان پسنديد.

قال ابوعبدالله (ع): العجب يا حفص لما لقي علي بن ابي طالب!! انه کان له عشرة الاف شاهد لم يقدر علي اخذ حقه و الرجل ياخذ حقه بشاهدين. بحارالانوار: 140 و 37. امام صادق (ع) فرمود: اي حفص! شگفتا از آنچه علي بن ابي طالب (ع) با آن مواجه شد! او با ده هزار شاهد و گواه (در روز غدير) نتوانست حق خود را بگيرد، در حالي که شخص با دو شاهد حق خود را مي گيرد.

عن الرضا (ع) قال:... و هو يوم التهنئة يهنئ بعضکم بعضا،فاذا لقي المؤمن اخاه يقول: «الحمد لله الذي جعلنا من المتمسکين بولاية امير المؤمنين و الائمة (ع)» و هو يوم التبسم في وجوه الناس من اهل الايمان... اقبال: 464. امام رضا (ع) فرمود: عيد غدير روز تبريک و تهنيت است. هر يک به ديگري تبريک بگويد، هر وقت مؤمني برادرش را ملاقات کرد، چنين بگويد: «حمد و ستايش خدايي را که به ما توفيق چنگ زدن به ولايت اميرمؤمنان و پيشوايان عطا کرد» آري عيد غدير روز لبخند زدن به چهره مردم با ايمان است...

 

نويسنده: ابراهیم صفری

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  جمعه 1387/09/29ساعت 21:25  توسط سید امیر مجتهد سیستانی | 
 

ازسایت خبری تحلیلی سلام شیعه

ابوبكر و عمر، اولين كساني كه به علي (ع) تبريك گفتند چاپ ايميل
25 آذر 1387,ساعت 12:48:32
اولين كساني كه با رسول الله و علي بيعت كردند،‌ ابوبكر و عمر و طلحه و زبير بودند و سپس بقيه مهاجرين و انصار بر حسب طبقات و مرتبه شان آمدند و با علي بيعت كردند تا آنكه نماز ظهر و عصر را در يك وقت و مغرب و عشا را نيز در يك وقت به جاي آورديم، ‌و پيوسته بيعت و دست دادن بين سه نفر ادامه داشت.



ابوبكر و عمر، اولين كساني كه به علي (ع) تبريك گفتند

 

امام محمد بن جرير طبري در كتاب الولاية، حديثي را از زيد بن ارقم نقل مي كند كه پيامبر (ص) فرمود: اي مردم، بگوييد: با تو، با جان و دلمان عهد كرديم و پيماني را به زبان آورديم و بدستمان معامله اي كرديم و اين عهد و پيمان را به فرزندانمان و خاندانمان مي رسانيم و شايسته نيست چيزي را جايگزين آن نماييم و تو بر ما شاهد باش و خداوند بهترين شاهد است.

تسليم علي شويد براي امارت مؤمنين و بگوييد : الحمد لله الذي هدانا لهذا و ما كنّا لنهتدي لو لا أن هدانا الله . كه خدا هر صدايي و هر نجواي دروني را مي شنود و هر كس پيمانشكني كند، تنها به زيان خود پيمان مي شكند و هر كس بر آنچه با خدا عهد بسته وفادار بماند، به زودي خدا پاداشي بزرگ به او مي بخشد (فمن نكث فإنّما ينكث علي نفسه و من أوفي بما عاهد الله فسيؤتيه أجراً عظيما). بگوييد آنچه را كه باعث رضايت خدا از شما مي شود كه اگر كفر بورزيد، خدا از شما بي نياز است. ( إن تكفروا فإنّ الله غنيّ عنكم).

 

زيد بن ارقم گفت: در اين هنگام مردم گفتند: آري شنيديم و امر خدا و رسول را با جان و دلمان اطاعت مي كنيم و اولين كسي كه با پيامبر(ص) و علي(ع) دست داد: ابوبكر و عمر و عثمان و طلحه و زبير و بقيه مهاجرين و انصار و ديگر مردم بودند،‌ تا آنكه همه نماز ظهر را در يك وقت به جا آوردند و مردم براي بيعت با علي مي آمدند تا آنكه موقع نماز مغرب و عشاء شد و «هر دو را در يك وقت به جاي آوردند» و باز سه نفره بيعت و مصافحه نمودند.

 

احمد بن محمد طبري، مشهور به خليلي، در كتاب مناقب علي بن ابيطالب (تأليف سال 411 در قاهره) از طريق شيخ خود، محمد بن ابي بكر بن عبد الرحمن روايت مي كند: مردم براي بيعت با او پيش آمدند و گفتند: شنيديم و با قلبهايمان و جانهايمان و زبانهايمان و همه جوارحمان از امر خدا و رسول اطاعت مي كنيم، ‌سپس به سوي رسول خدا و علي روي آوردند و دست بيعت دادند و اولين كساني كه با رسول الله و علي بيعت كردند،‌ ابوبكر و عمر و طلحه و زبير بودند و سپس بقيه مهاجرين و انصار بر حسب طبقات و مرتبه شان آمدند و با علي بيعت كردند تا آنكه نماز ظهر و عصر را در يك وقت و مغرب و عشا را نيز در يك وقت به جاي آورديم، ‌و پيوسته بيعت و دست دادن بين سه نفر ادامه داشت.

رسول الله هر زمان كه يك گروه بيعت مي كرد و ‌گروه ديگر مي آمد،‌ مي گفت: سپاس خداي را كه ما را بر همه عالميان برتري بخشيد.

 

در كتاب النشر و الطيّ آمده: مردم گفتند: آري شنيديم و از امر خدا و رسول او اطاعت مي كنيم و به او با قلبهايمان ايمان آورديم و با رسول خدا و علي(ع) دست مي دادند تا آنكه نماز ظهر و عصر را در يك وقت به جا آورديم و بقيه آن روز نيز بدين گونه ادامه يافت تا آنكه نماز مغرب و عشا را هم در يك وقت به جا آورديم و رسول الله هر زمان كه گروهي مي آمد، مي گفت: سپاس خداي را كه ما را بر همه عالميان برتري بخشيد.

 

مولوي ولي الله كهنوي در مرآة المؤمنين در ذكر حديث غدير مي گويد: پس بعد از آن عمر با او (علي) روبرو شد و گفت: تبريك مي گويم،‌ تو مولاي من و جميع مؤمنين و مؤمنات شدي... إلي آخر، و هر صحابي كه با او ملاقات مي كرد به امير المؤمنين تبريك مي گفت.

 

ابن خاوند شاه مورخ، متوفي سال 903 ، در روضة الصفا، جلد دوم، در ذكر حديث غدير مي گويد: سپس رسول الله در خيمه خاصّ خود نشست و به اميرالمؤمنين علي (ع) امر كرد در خيمه اي ديگر بنشيند و به طبقات مختلف مردم نيز امر كردند بروند و به علي(ع) تبريك بگويند و آنگاه كه مردم تبريك گفتند، رسول الله به امّهات المومنين امر كرد كه آنها هم نزد او بروند و به او تبريك بگويند. از جمله كساني كه تبريك گفتند، عمر بن الخطاب بود كه گفت: مبارك باد بر تو يابن ابيطالب،‌ تو مولاي من و جميع مؤمنين و مؤمنات شدي.

 

غياث الدين مورّخ متوفي 942، در حبيب السير، جلد سوّم، چنين آورده است كه: سپس اميرالمؤمنين به امر رسول الله (ص) در خيمه مخصوصي نشست و مردم او را ملاقات مي كردند و به او تبريك مي گفتند از جمله آنان عمر بن خطاب بود ‌كه به او گفت: به به يابن ابيطالب، تو مولاي من و هر مرد و زن مؤمن شدي. سپس رسول الله به امّهات المؤمنين امر كرد كه وارد خيمه امير المؤمنين شوند و به او تبريك بگويند.

 

راويان حديث و تفسير و تاريخ، از رجال اهل سنت، اسامي افراد بسياري از ثقات را كه حديث غدير را نقل كرده اند،‌ در كتابهاي خود آورده اند،‌ مانند ابن عبْاس، ‌ابوهريره، براء بن عازب و زيد بن ارقم، از جمله اين راويان:

 

1- حافظ بن ابو بكر ، عبد الله بن محمد بن ابي شيبه، ‌متوفي 235 ، كه در كتاب خود از براء بن عازب چنين نقل مي كند: در سفري همراه با رسول الله (ص)‌ بوديم كه در غدير خم اقامت كرديم،‌ پس براي نماز جماعت ندا داده شد و در زير درختي خيمه اي برپا شد و نماز ظهر را به جا آورديم،‌‌ سپس رسول الله (ص) دست علي را گرفت و گفت: آيا نمي دانيد كه من از هر مؤمني بر خودش اولي هستم؟ گفتند: آري، پس دست علي را گرفت و گفت: مَن كُنتُ مَولاه فَعَليّ ‌مَولاه اللّهمّ والِ مَن والاه وَ عادِ مَن عاداه (هر كس كه من مولاي اويم،‌ پس علي مولاي اوست،‌ خدايا با دوستان او دوست باش و دشمنان او را دشمن بدار) بعد عمر پيش آمد و به علي گفت: تبريك مي گويم يا بن ابيطالب، تو مولاي من و هر مرد و زن مؤمن شدي.

 

2- امام حنبليان احمد بن حنبل متوفي 241 در مسند خود ج4ص281 همين روايت را از براء بن عازب نقل كرده است.  

 

3- حافظ بن عقدة الكوفي متوفي 333 در كتاب خود الولاية به نقل از سعيد بن مسيب چنين نقل مي كند كه گفت: به سعد بن ابي وقاص گفتم: مي خواهم درباره مسأله اي از تو بپرسم، ولي از تو مي ترسم، گفت: هر چه مي خواهي بپرس، ‌من عموي تو هستم. گفتم: رسول الله (ص) در روز غدير خم به شما چه گفت؟ گفت: بله، دست علي بن ابيطالب را گرفت و گفت مَن كُنتُ مَولاه فَعَليّ ‌مَولاه اللّهمّ والِ مَن والاه وَ عادِ مَن عاداه، سپس ابوبكر و عمر آمدند و گفتند يابن ابيطالب تو مولاي هر مرد و زن مؤمن شدي.

 

و روايات اهل سنّت در اثبات غدير خم بيش از آن است كه در اين مجال بگنجد... 

 

منبع: شبكه الانصار

ترجمه: سلام شيعه 

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  جمعه 1387/09/29ساعت 21:20  توسط سید امیر مجتهد سیستانی | 
غدير نام ديگر شيعه و تشيّع است چاپ
25 آذر 1387,ساعت 21:03:10

چون غدير سامان يافت، ‌عاشورا تكامل پذيرفت و عاشوراييان هميشه تاريخ در تداوم خطّ اسلام ناب و خطّ ولايت و غدير، براي پافشردن در خطّ غدير شهادت رفتند. اگر غدير نبود، ‌عشق مي مرد و در توطئه هاي مكرّر خنّاسان فرو مي خشكيد. شيعه با غدير معنا پيدا كرد و ماهيّت وجرسالت ناتمام مي ماند و گلواژه هاي شهادت و ايثار بي معنا بود و رسالت بدون ولايت ودي خود را يافت كه بدون غدير، شيعه و تشيّع معنايي نخواهد داشت.



غدير نام ديگر شيعه و تشيّع است

غدير، زلال حقيقت هميشه جاري است. شيعه براي غدير و غدير همه چيز شيعه است. 

شيعه با غدير معنا پيدا كرد و ماهيّت وجودي خود را يافت كه بدون غدير، شيعه و تشيّع معنايي نخواهد داشت. 

غدير، رمز پايداري و تلاش و كوشش جاودانه عاشقان خداست. 

غدير، رمز و راز اكمال دين و اتمام نعمت پروردگار است. 

غدير، علة العلل جاودانگي رسالت است. 

غدير، علّت اصلي تداوم دين و جادانگي احكام الهي است. 

غدير، ريشه تمام فضيلت ها، شرافت ها، ارزشها و به تكامل رسيدنهاست. 

غدير، عامل اصلي ايثاركردنها، فدا شدنها، فدايي شدنها،‌ شهادتها، سر بر دار شدنها و عاشوراهاي مكرّر تاريخ است. 

چون غدير سامان يافت، ‌عاشورا تكامل پذيرفت و عاشوراييان هميشه تاريخ در تداوم خطّ اسلام ناب و خطّ ولايت و غدير، براي پافشردن در خطّ غدير شهادت رفتند. 

اگر غدير نبود، ‌عشق مي مرد و رسالت ناتمام مي ماند و گلواژه هاي شهادت و ايثار بي معنا بود و رسالت بدون ولايت در توطئه هاي مكرّر خنّاسان فرو مي خشكيد. 

آنگاه كه رسالت با غدير هميشه جاري ولايت پيوند خورد،‌ دين الهي كامل شد كه فرمود اليَومَ أكمَلتُ لَكُم دينَكُم؛ امروز نيز غدير باوران عاشق شهادت، ابر قدرتها را به سقوط مي كشانند و در عصر اسلحه هاي واقعي همه سلاحهاي مدرن را با ايمان و خون شكست دادند و ترس را ترساندند و مرگ را خجل كردند كه اينان پيرو امام و غدير، نامه امامي كه در غدير بيعت عمومي مسلمانان براي رهبري او تحقّق يافت و امامت او و فرزندان معصومش تا قيامت و رجعت شناسانده شد و امّت با تحقق ولايت و ابديّت پيوند خورد و عزّت و سربلندي مسلمانان جاودانه گرديد و آينده نيز از آن امام غدير است كه با دست توانمند غدير باوران عاشق و منتظران تشنه زلال حقيقت غدير بازسازي خواهد شد و زمين با نور پروردگارش روشن خواهد شد و پس از طلوع آخرين خورشيد از سلاله غدير، غديرباوران منتظر در ركاب او حاضر شده و به پاكسازي زمين همّت خواهند كرد. 

پس گذشته ما با غدير سامان يافت و امروز و فرداي ما از غدير نور مي گيرد،‌ معنا پيدا مي كند. 

به اميد آن روز كه فرزند راستين غدير رمز و راز غدير را بر همگان بازگويد.

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  جمعه 1387/09/29ساعت 21:12  توسط سید امیر مجتهد سیستانی | 
از سایت خبری تحلیلی سلام شیعه

روزي كه دست خدا به اهتزاز در آمد چاپ چاپ
25 آذر 1387,ساعت 21:23:37
معمار قلعه ی مسلمانی، بر بالای منبری از جهاز شتران، خطبه خواند و خدا را به صفات جلالی اش ستود و آنگاه حصار ولایت علی بن ابی طالب (علیه الاف التحیه و الثنا) را بر باروی اسلام کشید و دست خدا را به اهتزاز درآورد و علی را به عالمیان نمایاند.


 

روزي كه دست خدا به اهتزاز در آمد

به قلم: حسین شرفخانلو

تیغ تیز آفتاب تابستانیِ حجاز، بی هیچ ستر و حجابی بر سر و روی قافله می بارید. خیل عظیم زائران بیت عتیق از همه جای جزیره العرب، اولین و آخرین تمتعِ با پیامبرشان را، گزارده بودند و پیامبر در آخرین روزهای عمرش، حج را نیز به امتش آموخته بود. هزار هزار حاجی سر تراشیده، در پس و پیش رسول صلی الله علیه و آله، عزم وطن کرده بودند و پیامبر در مرکز پرگار دایره ی حاجیان، قومی را می دید که در این بیست و سه سال، با مهر بی منتهای خدائی اش، زنگارهای جاهلیت را از چهره فطرت شان زدوده بود و دل های از هم دورشان را بهم نزدیک کرده بود و گره های کور فطرت به خواب رفته شان را از هم گشوده بود.

اینک و در دل دریائی رسول (صلی الله علیه و اله) خروش ابلاغ آخرین حکم موج می زد و فرشته ی وحی، اینبار برای انشاء حکم آخر، هبوط کرده بود. خدا، این نوبت به ادبیاتی قاطع و دیگرگون، وحی فرموده بود که: اگر بار آخر را به منزل نرسانی، انگار « هیچ » برای رسالتت نکرده ای. دل دریائی محمد (که درود خدا و فرشتگان بر او باد) طوفانی بود...

... پیامبر، دیوار توحید را و نبوت را و معاد و عدل را به چهار حدِ شهر مسلمانی استوار كرده بود و اینک این بنای نوپا، سقفی می خواست که از سرد و گرم روزها و فوج فوج بلاها مصون بماند. معمار قلعه ی مسلمانی، بر بالای منبری از جهاز شتران، خطبه خواند و خدا را به صفات جلالی اش ستود و آنگاه حصار ولایت علی بن ابی طالب (علیه الاف التحیه و الثنا) را بر باروی اسلام کشید و دست خدا را به اهتزاز درآورد و علی را به عالمیان نمایاند.

و هزار هزار حاجی سر تراشیده، در سرور اکمال و اتمام نعمات خداوندي، و در به انجام و سرانجام رسیدن دین حنیف، دست علی را (که دست خدا بود) به گرمی فشردند و صحرای تفتیده ی غدیر، پُر شد از جاری رود تبریک و « بَخِّن بَخِّن » تماشاچیان طلوع خورشید.

در گرماگرم تجلی آفتاب علیه السلام، شب پرستان تاریک دل، وقتی جمله ی تبریکشان را با بغض فروخورده ی روز بدر و خیبر و حُنین در دستان علی فشردند، زیر لب با خود می گفتند که علی بعد رسول باید در هزار توی نامردمی امت فرو شود. باید که جاری کوثر، از دودمان مطهر حیدری قطع شود و علی و ذوالفقار بی نیامش، در بی وفائی امت غلاف شوند. باید به کین زخم های روز بدر و خیبر و حُنین، سرهای فرزندان علی بر نیزه شود. باید برای زدودن نام خورشید، هفتاد سال بر بالای منبر و ماذنه، نام علی قرین لعن و نفرین طایفه ی شیطان شود که در مهجوریت خاندان رسول، بر بالای منبر نبوی خطبه می خوانند ... باید هزار و چند صد سال علی و فرزندانش مظلوم باشند و مظلوم بمانند ...

روزهای آخر پیامبر خاتم، سخت و سنگین می گذشت. گوئی دلِ دانای راز رسول، می دید بعد از او چه بر سر میراث نبوتش خواهد آمد و امت چه بر سر امامت خواهند آورد. ..

شیطان زخم خورده ی ذوالفقار علی، در کنار برکه ی غدیر و در گرماگرم بیعت امت و امام، سوگندی که برای اغوای آدمیان خورده بود را تازه کرد

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  جمعه 1387/09/29ساعت 21:8  توسط سید امیر مجتهد سیستانی | 

از سایت خبری تحلیلی سلام شیعه

معني «أولي» در خطبه غدير

چاپ
26 آذر 1387,ساعت 02:34:05
آيا به منظور ابلاغ و اعلام رسمي حق اولويت به تصرف و تدبير امير المومنين عليه السلام به جعل و تشريع الهي (كه همان ولايت الهي است) بعد از پيامبر (ص) صورت گرفته يا به منظور اعلام اين مطلب كه محبت و دوستي كه مسلمانان به پيامبر داشتند با امير المومنين داشته باشند انجام پذيرفته است ؟



معني «أولي» در آيه «النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ ...»؟

طرح بحث:

خطبه غدير يكي از خطبه هايي است كه پيامبر صلي الله عليه وآله اسلام وقتي بر گشتن از حجة الوداع در منطقه‌اي بنام غدير خم در مقابل انبوهي از مسلمانان كه بيش از صد هزار گفته شده است امامت علي عليه السلام را به دستور خداوند ابلاغ واعلام رسمي نمودند . در اين خطبه رسول خدا صلي الله عليه وآله ، ولايت امير المومنين عليه السلام را مانند ولايت خودش بر مسلمانان دانسته و تصريح مي‌كند به اين كه:

 

ألست أولى بكم من أنفسكم ؟ قالوا : نعم ، قال : من كنت مولاه فعلي مولاه .

 

كسي را كه من مولي اولي به تدبير و تصرف اوهستم ، علي مولي او است

 

در تعبير ديگر اين چنين آمده است :

 

إن الله مولاي وأنا ولي كل مؤمن من كنت وليه فهذا وليه .

 

ودر تعبير سوم آمده است :

 

يا أيها الناس من أولى بكم من أنفسكم ؟ قالوا : الله ورسوله أعلم . قال : ألست أولى بكم من أنفسكم ؟ قالوا : بلى . قال : « من كنت مولاه فعلي مولاه » .

 

رسول خدا با جمله « ألست اولي بالمؤمنين» مي‌خواست آن‌ها را به ياد اين آيه از قرآن كريم بيندازند كه : « النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ »

 

پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است .

 

بعد با اقرار گرفتن از آن‌ها اين مطلب را ديكته كرد كه : هر كس من به خودش سزاوارتر هستم ، علي نيز همان منصب را دارد .

شبهه :

 

 در اين كه منظور از « أَوْلَى » در آيه « النَّبِيُّ أَوْلَى بالمؤمنين من أنفسهم » اولي به تصرف است اجمالاً جاي ترديد نيست ؛ اما در عين حال براي عده‌اي از برادران اهل سنت اين شبهه و اشكال مطرح پيش آمده كه با چه دليل و مستندي كلمه «اولي» در خطبه غدير حمل بر اولي به تصرف و تدبير مي گردد ؟

 

سوال ديگري كه مطرح شده اين است كه كار برد كلمه اي «اولي» در اين خطبه ، ريشه در قرآن دارد ، و آيه « النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ » دارد ، به چه دليل مي‌گويند كه اين واژه به معناي اولي به تصرف وتدبير آمده است ؟ حمل كلمه « اولي » بر اولي به تصرف و تدبير وجه و موردي ندارد ؛ زيرا اين حديث براي تنبيه و آگاهاندن مورد خطاب است به اين كه من نسبت به خود تان سزاوار و اولي به تصرف هستم ؛ اما كار به بيان اولي به تصرف ديگران ندارد .

 

براي روشن شدن پاسخ اين شبهه لازم است كه اين كلمه هم از نظر لغت و هم از نظر كاربرد در تفسير ؛ به ويژه از ديدگاه مفسرين اهل سنت تحقيق و بررسي دقيق صورت گيرد تا كاربرد اين كلمه در خطبه پيامبر در جريان غدير روشن گردد

 

آيا به منظور ابلاغ و اعلام رسمي حق اولويت به تصرف و تدبير امير المومنين عليه السلام به جعل و تشريع الهي (كه همان ولايت الهي است) بعد از پيامبر (ص) صورت گرفته يا به منظور اعلام اين مطلب كه محبت و دوستي كه مسلمانان به پيامبر داشتند با امير المومنين داشته باشند انجام پذيرفته است ؟

 

نقد و بررسي شبهه :

مفهوم شناسي« اولي » :

«أولي» در لغت :

 

اولي از «الولي» كه ريشه آن «و ـ ل ـ ى» مشتق شده است . معناى اصلى «ولى» قرار گرفتن چيزى در كنار چيز ديگرى است ، به نحوى كه فاصله در ميان آن دو نباشد . از اين معنا مى توان به نزديكى ، قرب و دنو تعبير كرد . راغب مى گويد :

 

«الولاء والتوالي أن يحصل شيئان فصاعداً حصولاً ليس بينهما ما ليس منهما، ويستعار ذلك للقرب من حيث المكان ومن حيث النسبة ومن حيث الدين ومن حيث الصداقة والنصرة والاعتقاد والولاية : النصرة . والولاية : تولى الأمر . و قيل : الولاية والولاية نحو الدلالة والدلالة . وحقيقته : تولى الامر » .

 

الراغب الأصفهاني المفردات فى غريب القرآن، ، كتاب الواو ص 533.

 

 دو چيز ، هر گاه چسبيده و كنار هم قرار گيرند كه شىء سوم ، ميان آن دو فاصله‌اى پديد نياورد كه پيوندشان را از هم بگسلاند ، «ولى» معنا و مفهوم پيداكرده و اين معنا در جاي ديگر كه قرب مكاني و نسبت و راستي و همكاري و عقيده داشته باشد به صورت استعاره به كار مي رود . ولايت (به فتح واو) به معناي نصرت و ولايت (به كسر واو) به معناي سرپرستي به كار مي رود ... حقيقت معناي ولايت همان سرپرستي است .

 

ابن اثير مي نويسد :

 

الولاية تشعر بالتدبير والقدرة والفعل .

 

ولايت اشاره و دلالت بر تدبير و اعمال قدرت و انجام كاري دارد .

 

ابن الأثير ، النهاية في غريب الحديث ، ج5 ، ص227 .

 

 ابن منظور مي نويسد :

 

وولي المرأة الذي يلي عقد النكاح عليها ولا يدعها تستبد بعقد النكاح دونه .

 

سرپرست زن كسي است كه عقد نكاح به دست است و زن در اين امر رها گذاشته نمي شود ، كه ديگران با عقد نكاح در حق او استبداد نمايند .

 

ابن منظور ، لسان العرب ، ج15 ، ص407 .

ادامه مطلب از دستت نرود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/09/29ساعت 21:2  توسط سید امیر مجتهد سیستانی | 
از سایت خبری تحلیلی شیعه نیوز
متن خطابه غدير به همراه ترجمه مقابل با متن

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمانِ الرَّحيمِ‏    

1.     اَلْحَمْدُلِلَّهِ الَّذى عَلا فى تَوَحُّدِهِ وَدَنا فى تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ فى سُلْطانِهِ وَعَظُمَ فى اَرْكانِهِ، وَاَحاطَ بِكُلِّ شَىْ‏ءٍ عِلْماً وَ هُوَ فى مَكانِهِ وَ قَهَرَ جَميعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهانِهِ، حَميداً لَمْ يَزَلْ، مَحْموداً لايَزالُ (وَ مَجيداً لايَزولُ، وَمُبْدِئاً وَمُعيداً وَ كُلُّ أَمْرٍ إِلَيْهِ يَعُودُ).

[1] ستایش خدای را سزاست که در یگانه گی اش بلند مرتبه و در تنهای اش به آفریدگان نزدیک است. سلطنتش پر جلال و در ارکان آفرینش اش بزرگ است، بر همه چیز احاطه دارد بی آنکه مکان گیرد و جابه جا شود و بر تمامی آفریدگان به قدرت و برهان خود چیره است.همواره ستوده بوده وخواهد بود ، مجد و بزرگی او را پایانی نیست آغاز و انجام از او و برگشت تمامی امور به سوی اوست .

2.   بارِئُ الْمَسْمُوكاتِ وَداحِى الْمَدْحُوّاتِ وَجَبّارُالْأَرَضينَ وَالسّماواتِ، قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ، رَبُّ الْمَلائكَةِ وَالرُّوحِ، مُتَفَضِّلٌ عَلى جَميعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلى جَميعِ مَنْ أَنْشَأَهُ يَلْحَظُ كُلَّ عَيْنٍ وَالْعُيُونُ لاتَراهُ. كَريمٌ حَليمٌ ذُوأَناتٍ، قَدْ وَسِعَ كُلَّ شَىْ‏ءٍ رَحْمَتُهُ وَ مَنَّ عَلَيْهِمْ بِنِعْمَتِهِ.

لا يَعْجَلُ بِانْتِقامِهِ، وَلايُبادِرُ إِلَيْهِمْ بِمَا اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذابِهِ 

[2] اوست آفریننده ی آسمان ها و گستراننده ی زمین ها و حکمران آنها . دور و منزه از خصایص آفریده هاست و در منزه بودن خود نیز از تقدیس همگان برتر. هموست پروردگار فرشتگان و روح ، افزونی بخش بر آفریدگان ، و بخشنده ی بر همه موجودات است ، به نیم نگاهی دیده ها را ببیند و دیده ها هرگز او را نبینند .کریم و بردبار و شکیباست .

رحمتش جهان شمول و عطایش منت گزار در انتقام و کیفر سزاواران عذاب بی شتاب است .

3.   قَدْفَهِمَ السَّرائِرَ وَ عَلِمَ الضَّمائِرَ، وَلَمْ تَخْفَ عَلَيْهِ اَلْمَكْنوناتُ ولا اشْتَبَهَتْ عَلَيْهِ الْخَفِيّاتُ. لَهُ الْإِحاطَةُ بِكُلِّ شَىْ‏ءٍ، والغَلَبَةُ على كُلِّ شَى‏ءٍ والقُوَّةُ فى كُلِّ شَئٍ والقُدْرَةُ عَلى‏ كُلِّ شَئٍ وَلَيْسَ مِثْلَهُ شَىْ‏ءٌ. وَ هُوَ مُنْشِئُ الشَّىْ‏ءِ حينَ لاشَىْ‏ءَ دائمٌ حَىٌّ وَقائمٌ بِالْقِسْطِ، لاإِلاهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزيزُالْحَكيمُ.

[3] بر نهان ها آگاه و بر درون ها دانا ، پوشیده ها بر او آشکار و پنهان ها بر او روشن است .بر هر هستی فراگیر و چیره . نیروی آفریدگان از او و توانایی بر هر پدیده ویژه ی اوست ، او را همانندی نیست .

در تاریکستان لاشیء او هستی بخش هر هستی است جاودانه و زنده و عدل گستر ، خداوندی جز او نباشد و اوست ارجمند و حکیم .

4.   جَلَّ عَنْ أَنْ تُدْرِكَهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَاللَّطيفُ الْخَبيرُ. لايَلْحَقُ أَحَدٌ وَصْفَهُ مِنْ مُعايَنَةٍ، وَلايَجِدُ أَحَدٌ كَيْفَ هُوَمِنْ سِرٍّ وَ عَلانِيَةٍ إِلاّ بِمادَلَّ عَزَّوَجَلَّ عَلى‏ نَفْسِهِ.

[4] دیده ها رابر او راهی نیست و اوست  که دیده ها را دریابد و اوست بر پنهانی ها آگاه و بر کارها دانا ، از دیدن ، کسی وصفش را نیابد و بر چگونگی او از نهان و آشکار دست نیازد مگر او-عز وجل –راه نماید و خود را بشناساند.

5.   وَأَشْهَدُ أَنَّهُ اَللَّهُ ألَّذى مَلَأَ الدَّهْرَ قُدْسُهُ، وَالَّذى يَغْشَى الْأَبَدَ نُورُهُ، وَالَّذى يُنْفِذُ أَمْرَهُوَ بِلامُشاوَرَةِ مُشيرٍ وَلامَعَهُ شَريكٌ فى تَقْديرِهِ وَلايُعاوَنُ فى تَدْبيرِهِ.

[5] گواهی می دهم که او « الله » است همو که تنزهش سراسر روزگاران را فرا گرفته و پرتوش ابدیت را شامل  است . فرمانش را بی مشاور اجراکند و تقدیرش را بی شریک امضاء وهستی را بی یاور سامان دهد ،

6.   صَوَّرَ مَا ابْتَدَعَ عَلى‏ غَيْرِ مِثالٍ، وَ خَلَقَ ما خَلَقَ بِلامَعُونَةٍ مِنْ أَحَدٍ وَلا تَكَلُّفٍ وَلاَ احْتِيالٍ. أَنْشَأَها فَكانَتْ وَ بَرَأَها فَبانَتْ. فَهُوَاللَّهُ الَّذى لا إِلاهَ إِلاَّ هُوالمُتْقِنُ الصَّنْعَةَ، اَلْحَسَنُ الصَّنيعَةِ، الْعَدْلُ الَّذى لايَجُوُر، وَالْأَكْرَمُ الَّذى تَرْجِعُ إِلَيْهِ الْأُمُورُ.

[6] صورت آفرینش اورا الگویی نبوده ، آفریدگان را بدون یاور و سختی و حیله ، هستی بخشیده است جهان با ایجاد او موجود و با آفرینش او پدیدار شده است .

پس اوست « الله » و معبودی جز او نیست هم او که صنعش استوار و ساختمان آفرینش اش زیباست . دادگری که ستم روا نمی دارد و بخشنده ترین که کارها به او باز می گردد.

7.   وَأَشْهَدُ أَنَّهُ اللَّهُ الَّذى تَواضَعَ كُلُّ شَىْ‏ءٍ لِعَظَمَتِهِ، وَذَلَّ كُلُّ شَىْ‏ءٍ لِعِزَّتِهِ، وَاسْتَسْلَمَ كُلُّ شَىْ‏ءٍ لِقُدْرَتِهِ، وَخَضَعَ كُلُّ شَىْ‏ءٍ لِهَيْبَتِهِ.

[7] و گواهی می دهم که او الله است که هر هستی  در برابر بزرگی اش فروتن و در مقابل ارجمندی اش رام و به توانایش تسلیم و به هیبت اش خاضع است

8.    مَلِكُ الْاَمْلاكِ وَ مُفَلِّكُ الْأَفْلاكِ وَمُسَخِّرُالشَّمْسِ وَالْقَمَرِ، كُلٌّ يَجْرى لاَِجَلٍ مُسَمّىً. يُكَوِّرُالَّليْلَ عَلَى‏النَّهارِ وَيُكَوِّرُالنَّهارَ عَلَى الَّليْلِ يَطْلُبُهُ حَثيثاً. قاصِمُ كُلِّ جَبّارٍ عَنيدٍ وَ مُهْلِكُ كُلِّ شَيْطانٍ مَريدٍ.

[8] پادشاه هستی ها و چرخاننده ی سپهرها و رام کننده ی آفتاب و ماه که هریک تا اجل معین جریان یابند .

او پرده ی شب را به روز و پرده ی روز را به شب –که شتابان در پی شب است  -(اعراف/54) به پیچد هم او شکننده ی هر ستمگر باطل گرا و نابود کننده ی هر شیطان سرکش است ،

9 - لَمْ يَكُنْ لَهُ ضِدٌّ وَلا مَعَهُ نِدٌّ أَحَدٌ صَمَدٌ لَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفْواً أَحَدٌ. إلاهٌ واحِدٌ وَرَبٌّ ماجِدٌ يَشاءُ فَيُمْضي، وَيُريدُ فَيَقْضي، وَيَعْلَمُ فَيُحْصي، وَيُميتُ وَيُحْيي، وَيُفْقِرُ وَيُغْني، وَيُضْحِكُ وَيُبْكي، (وَيُدْني وَ يُقْصي) وَيَمْنَعُ وَ يُعْطى، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ، بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَ هُوَ عَلى‏ كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَديرٌ.

[9] نه او را ناسازی باشد و نه برایش مانند و انبازی، یکتا وبی نیاز ، نه زاده و نه زائیده شده و او را همتایی نبوده (سوره اخلاص)، خداوند یگانه و پروردگار بزرگوار  است . بخواهد به انجام رساند ، اراده کند و حکم نماید ، بداند و بشمارد ، بمیراند و زنده کند ، نیازمند و بی نیاز فرماید ، بخنداند و بگریاند نزدیک آورد و دور برد ،باز دارد و عطا کند اوراست پادشاهی و ستایش ، به دست توانای اوست تمام نیکی و هم اوست بر همه چیز توانا.

10 - يُولِجُ الَّليْلَ فِى النَّهارِ وَيُولِجُ النَّهارَ فىِ الَّليْلِ، لاإِلاهَ إِلاّهُوَالْعَزيزُ الْغَفّارُ. مُسْتَجيبُ الدُّعاءِ وَمُجْزِلُ الْعَطاءِ، مُحْصِى الْأَنْفاسِ وَ رَبُّ الْجِنَّةِ وَالنّاسِ، الَّذى لايُشْكِلُ عَلَيْهِ شَىْ‏ءٌ، وَ لايَضجِرُهُ صُراخُ الْمُسْتَصْرِخينَ وَلايُبْرِمُهُ إِلْحاحُ الْمُلِحّينَ. اَلْعاصِمُ لِلصّالِحينَ، وَالْمُوَفِّقُ لِلْمُفْلِحينَ، وَ مَوْلَى الْمُؤْمِنينَ وَرَبُّ الْعالَمينَ. الَّذِى اسْتَحَقَّ مِنْ كُلِّ مَنْ خَلَقَ أَنْ يَشْكُرَهُ وَيَحْمَدَهُ (عَلى‏ كُلِّ حالٍ).

[10] شب را در روز و روز را در شب فرو برد ،جز او خداوندی نباشد گرانقدر و آمرزنده ،پذیرنده ی دعا و افزاینده ی عطا، برشمارنده نفس ها و پروردگار پری و انسان ، چیزی بر او مشکل ننماید .

فریاد فریاد کنندگان ، او را آزرده نکند و اصرارِ اصرار کنندگان او را به ستوه نیاورد .نیکوکاران را نگاهدار و رستگاران را یار ، مومنان را صاحب اختیار و جهانیان را پروردگار است ،هم او که در همه ی احوال سزاوار سپاس و ستایش آفریدگان است.

11 - أَحْمَدُهُ كَثيراً وَأَشْكُرُهُ دائماً عَلَى السَّرّاءِ والضَّرّاءِ وَالشِّدَّةِ وَالرَّخاءِ، وَأُومِنُ بِهِ و بِمَلائكَتِهِ وكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ. أَسْمَعُ لاَِمْرِهِ وَاُطيعُ وَأُبادِرُ إِلى‏ كُلِّ مايَرْضاهُ وَأَسْتَسْلِمُ لِماقَضاهُ، رَغْبَةً فى طاعَتِهِ وَ خَوْفاً مِنْ عُقُوبَتِهِ، لاَِنَّهُ اللَّهُ الَّذى لايُؤْمَنُ مَكْرُهُ وَلايُخافُ جَورُهُ.

[11] او را ستایش فراوان و سپاس جاودانه می گویم در شادی ورنج و آسایش و سختی و به او و فرشتگان و نبشته ها و فرستاده هایش ایمان داشته فرمان او را گردن می گذارم و اطاعت می کنم وبه سوی هرآنچه مایه ی خوشنودی اوست ، می شتابم و به حکم و فرمان او تسلیم ،چرا که به فرمان بری او شایق واز کیفر او ترسانم زیرا او خدایی است که کسی از مکرش در امان نبوده و از ستم اش ترسان نباشد (زیرا او را ستمی نیست).

12 - وَأُقِرُّلَهُ عَلى‏ نَفْسى بِالْعُبُودِيَّةِ وَ أَشْهَدُ لَهُ بِالرُّبُوبِيَّةِ، وَأُؤَدّى ما أَوْحى بِهِ إِلَىَّ حَذَراً مِنْ أَنْ لا أَفْعَلَ فَتَحِلَّ بى مِنْهُ قارِعَةٌ لايَدْفَعُها عَنّى أَحَدٌ وَإِنْ عَظُمَتْ حيلَتُهُ وَصَفَتْ خُلَّتُهُ - لاإِلاهَ إِلاَّهُوَ - لاَِنَّهُ قَدْأَعْلَمَنى أَنِّى إِنْ لَمْ أُبَلِّغْ ما أَنْزَلَ إِلَىَّ (فى حَقِّ عَلِىٍّ) فَما بَلَّغْتُ رِسالَتَهُ، وَقَدْ ضَمِنَ لى تَبارَكَ وَتَعالَى الْعِصْمَةَ (مِنَ النّاسِ) وَ هُوَاللَّهُ الْكافِى الْكَريمُ. فَأَوْحى إِلَىَّ: (بِسْمِ‏اللَّهِ الرَّحْمانِ الرَّحيمِ، يا أَيُهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ــ فى عَلِىٍّ يَعْنى فِى الْخِلاَفَةِ لِعَلِىِّ بْنِ أَبى طالِبٍ ــ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ).

[12] و اکنون به بندگی خویش و پروردگاری او گواهی میدهم ، و وظیفه ی خود را در آنچه وحی شده انجام میدهم مباد از سوی او عذابی فرود آید که کسی را یارای دور ساختن آن از من نباشد هرچند توانش بسیار ، دوستی اش - با من - خالص باشد. خداوندی جز او نیست. چرا که به من هشدار داده که اگر آنچه در حق علی نازل کرده ،به مردم ابلاغ نکنم ، وظیفه ی رسالتش را انجام نداده ام و خود او –تبارک وتعالی– امنیت از آزار مردم را برایم تضمین کرده و البته که او بسنده و بخشنده است . پس آنگاه خداوند چنین وحی ام فرمود:

«به نام خداوند همه مهر مهرورز ای فرستاده ی ما آنچه از سوی پروردگارت درباره علی و جانشینی او بر تو فرو فرستادیم به مردم برسان وگرنه رسالت خداوندی را به انجام نرسانده ای و او تو را از آسیب مردمان نگاه میدارد ..»(مائده/67).

13 - مَعاشِرَالنّاسِ، ما قَصَّرْتُ فى تَبْليغِ ما أَنْزَلَ اللَّهُ تَعالى إِلَىَّ، وَ أَنَا أُبَيِّنُ لَكُمْ سَبَبَ هذِهِ الْآيَةِ: إِنَّ جَبْرئيلَ هَبَطَ إِلَىَّ مِراراً ثَلاثاً يَأْمُرُنى عَنِ السَّلامِ رَبّى - وَ هُوالسَّلامُ - أَنْ أَقُومَ فى هذَا الْمَشْهَدِ فَأُعْلِمَ كُلَّ أَبْيَضَ وَأَسْوَدَ: أَنَّ عَلِىَّ بْنَ أَبى طالِبٍ أَخى وَ وَصِيّى وَ خَليفَتى (عَلى‏ أُمَّتى) وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدى، الَّذى مَحَلُّهُ مِنّى مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسى‏ إِلاَّ أَنَّهُ لانَبِىَّ بَعْدى وَهُوَ وَلِيُّكُمْ بَعْدَاللَّهِ وَ رَسُولِهِ،

وَقَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ تَبارَكَ وَ تَعالى‏ عَلَىَّ بِذالِكَ آيَةً مِنْ كِتابِهِ (هِىَ): (إِنَّما وَلِيُّكُمُ‏اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَالَّذينَ آمَنُواالَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ و وَيُؤْتونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ)، وَ عَلِىُّ بْنُ أَبى طالِبٍ الَّذى أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى‏الزَّكاةَ وَهُوَ راكِعٌ يُريدُاللَّهَ عَزَّوَجَلَّ فى كُلِّ حالٍ.

 [13] هان مردمان ! در تبلیغ آنچه خداوند بر من نازل فرموده کوتاهی نکرده ام و اکنون سبب نزول آیه را بیان می کنم : همانا جبرئیل از سوی سلام پروردگارم –که تنها او سلام است - سه مرتبه بر من فرود آمد و فرمانی آورد که در این مکان به پا خیزم و به هر سفید و سیاهی اعلام کنم که علی بن ابیطالب برادر وصی و جانشین من در میان امت و امام پس از من است هم او که جایگاه اش نسبت به من به سان هارون نسبت به موسی است مگر این که پیامبری پس از من نخواهد بود و او پس از خدا و رسول او صاحب اختیار شماست و خداوند تبارک و تعالی آیه ای بر من نازل فرموده که « همانا تنها ولی و سرپرست و صاحب اختیار شما خداوند و پیامبرش و موءمنانی اند که نماز به پا می دارند و در رکوع زکات می پردازند ...» (مائده/55) و قطعاً علی بن ابیطالب نماز بر پا داشته و در رکوع زکات پرداخته و پیوسته خداخواه است  

14 - َسَأَلْتُ جَبْرَئيلَ أَنْ يَسْتَعْفِىَ لِىَ (السَّلامَ) عَنْ تَبْليغِ ذالِكَ إِليْكُمْ - أَيُّهَاالنّاسُ - لِعِلْمى بِقِلَّةِ الْمُتَّقينَ وَكَثْرَةِ الْمُنافِقينَ وَإِدغالِ اللّائمينَ وَ حِيَلِ الْمُسْتَهْزِئينَ بِالْإِسْلامِ، الَّذينَ وَصَفَهُمُ‏اللَّهُ فى كِتابِهِ بِأَنَّهُمْ يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مالَيْسَ فى قُلوبِهِمْ، وَيَحْسَبُونَهُ هَيِّناً وَ هُوَ عِنْدَاللَّهِ عَظيمٌ.

[14] و من از جبرئیل در خواستم که از خداوند سلام اجازه کند و مرا از ماموریت تبلیغ به شما معاف دارد زیرا کمی پرهیزگاران و فزونی منافقان و دسیسه ملامت گران و مکر مسخره کنندگان اسلام را میدانم همانان که خداوند در وصفشان در کتاب خود فرموده : «...به زبان می گویند آن را که در دلهایشان نیست و آن را اندک و آسان می شمارند حال آنکه نزد خداوند بس بزرگ است...»(نور/15)

وَكَثْرَةِ أَذاهُمْ لى غَيْرَ مَرَّةٍ حَتّى‏ سَمَّونى أُذُناً وَ زَعَمُوا أَنِّى كَذالِكَ لِكَثْرَةِ مُلازَمَتِهِ إِيّاىَ وَ إِقْبالى عَلَيْهِ (وَ هَواهُ وَ قَبُولِهِ مِنِّى) حَتّى‏ أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فى ذالِكَ (وَ مِنْهُمُ الَّذينَ يُؤْذونَ النَّبِىَّ وَ يَقولونَ هُوَ أُذُنٌ، قُلْ أُذُنُ ـ (عَلَى‏الَّذينَ يَزْعَُمونَ أَنَّهُ أُذُنٌ) ـ خَيْرٍ لَكُمْ، يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنينَ وَ رحْمَةٌ لِلَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ و الَّذینَ یُؤذُنَ رَسوُلَ اللهِ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ) . وَلَوْشِئْتُ أَنْ أُسَمِّىَ الْقائلينَ بِذالِكَ بِأَسْمائهِمْ لَسَمَّيْتُ وَأَنْ أُوْمِئَ إِلَيْهِمْ بِأَعْيانِهِمْ لَأَوْمَأْتُ وَأَنْ أَدُلَّ عَلَيْهِمُ لَدَلَلْتُ، وَلكِنِّى وَاللَّهِ فى أُمورِهمْ قَدْ تَكَرَّمْتُ.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/09/22ساعت 19:50  توسط سید امیر مجتهد سیستانی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
بسم الله الرحمن ارحیم
المستغاث بک یا مولانا یا صاحب الزمان
در این مجموعه به یاری خداوند تبارک و تعالی سعی بر این است که فقط از منابع وحی استفاده کنم و مورد استفاده همگان قرار گیرد انشا’ الله
منابع معتبر وحی=پیغمبر خدا و قر آ ن و عترت
که چهار ده معصوم شامل رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و صدیقه طاهره و دوازده امام=خلفای الهی بر روی زمین هر کدام در زمان خود=قر آ ن ناطق
تا وجود مقدس قطب عالم امکان عجل الله تعالی فرجه الشریف
لذا از تمامی سروران خدم دعوت به عمل میارم برای اظهار نضرات سازنده خود جهت ارتقای کمی و کیفی این وبلاگ و در امر ترویج دین و پاداش دنیوی و اخروی سهیم باشید
از اینکه بنده را تحمل کردید و احیانا بعضی مطالب برای بعضی افراد سنگین و ناراحت کننده است پوزش میطلبم
نکته مهم : ترجمه روایات به حسب معلوماتمه و فهم و هوش و ذکاوت و عقل ناقصمه لذا اگر ایرادی در تر جمه هست کاملا از بنده است و به حساب کلام وحی نذارید هر چند بنده سعی خودمرا کردم و همیشه میکنم تا جائی که وسعم میرسه مطلب بنحو احسن بیان شود و منضور گوینده در ترجمه دور نشود
از همه عزیزان خودم متشکرم در این سحری التماس دعا دارم بلکه هر سحر
اللهم عجل لولیک المهدی المنتظر الفرج
امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السو’ و یجعلکم خلفا’ الارض
یا رب الرسول بحق الرسول اشف صدر الرسول بظهور الحجه
یارب علی بحق علی اشف صدر علی بظهور الحجه
یارب فاطمه بحق فاطمه اشف صدر فاطمه بظهور الحجه
یارب الحسن بحق الحسن اشف صدر الحسن بظهور الحجه
یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجه
یا رب الائمه بحق الا ئمه اشف صدر الائمه بظهور الحجه
یا رب الحجه بحق الحجه اشف صدر الحجه بظهور الحجه
یا وصی الحسن والخلف الحجه ایها القائم المنتظر المهدی یابن رسول الله یا حجه الله علی خلقه یا سیدنا و مولانا انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیها عند الله اشفع لنا عند الله

پیوندهای روزانه
مؤسسه فرهنگي و اطلاع رساني تبيان
پايگاه اطلاع رساني حضرت فاطمه معصومه<سلام الله عليها>
پاسخگو
وهابيت نت
پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري
پايگاه اطلاع رساني امام خميني
پايگاه اطلاع رساني شيعيان
فطرت
سلام شيعه
م,سسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر عج
پایگاه اطلاع رسانی مرجعیت شیعه
شیعه آنلاین
پایگاه خبری تحلیلی المذهب
مركزنشراعتقادات
سايت آية الله سيدان
دايركتوري وبلاگهاي قرآني
سايت خبري تحليلي شيعه نيوز
پایگاه اطلاع رسانی اسلامی
جستجوگر پایگاه های شیعی
نهج البلاغه
کودکان و جوانان
امام صادق(علیه السلام)
الامام الباقرعلیه السلام
موقع سماحة الشیخ علی الکورانی العاملی
القر آ ن الکریم
دار ازهراء علیهاالسلام(الثقافیه=فرهنگی)
الامام الهادی(علیه السلام)
الامام الجواد(علیه السلام)
آل البیت علیهم السلام
مکتب المرجعیه فی قم
مرکز الابحاث العقائدیه
شبکة کربلاء المقدسه
شبکة النجف الاشرف
شبکه امام رضا(علیه السلام)
مرکز مطالعات و پژوهشهای فلکی-نجومی
همایش بین المللی وبلاگ نویسی منتظر(عج)
مرکز الدراسات التخصصیه فی الامام المهدی(عجل الله فرجه)
شبکة الامام المهدی«عج»
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1388
تیر 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آرشیو موضوعی
چهل حدیث
تبریک اعیاد
تسلیت مصائب
زن
اخلاق
معاشرت
اهل بیت(علیهم السلام)
کربلا
امام حسین ع
محرم و صفر
امام زمان(عجل الله فرجه)
ازدواج
سخاوت و بخل
حقوق
شعر
پیوندها
کلام وحی قرآن عترت
منجی بشریت آیات و روایات و ادبیات شیعی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان