تبليغاتX
قران و عترت
اهل بیت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم بالاخص امام زمان عجل الله فرجه
از سایت خبری تحلیلی شیعه نیوز
 
اسرار نام‌هاي حضرت زهرا (سلام الله علیها)

حضرت صادق عليه السلام فرمودند: حضرت فاطمه عليهاالسلام را نزد خداي تعالي 9 نام است: فاطمه، صديقه، طاهره، مباركه، زكيّه، راضيه، مرضيّه، محدّثه، و زهرا.

پس فرمودند: آيا مي‌داني كه تفسير فاطمه چيست؟ راوي عرض كرد: مرا خبر ده اي سيّد من! فرمود: يعني بُريده شده از بديها... .

بر اساس روايات، آن بانو را فاطمه ناميده‌اند زيرا از هر بدي جداست، شيعيانش را از دوزخ مي‌رهاند، به وسيله علم و كمال از شير گرفته شده، بديل ندارد، انسان‌ها از شناختنش عاجزند و از نام خداي فاطر گرفته است.

علامه مجلسي مي‌نويسد: صدّيقه به معني معصومه و مباركه يعني صاحب بركت در علم و فضل و كمالات و معجزات و اولاد گرامي؛ طاهره، پاكيزه از صفات نقص؛ زكيّه، نمو كننده در كمالات و خيرات؛ راضيه، راضي به قضاي الهي؛ مرضيّه، پسنديده خدا و دوستانش؛ محدّثه، آن كه فرشته با او سخن مي‌گويد و زهرا، نوراني به نور صوري و معنوي معنا مي‌دهند.

صديقه به معني معصومه و مباركه يعني صاحب بركت در علم و فضل و كمالات و معجزات و اولاد گرامي؛ طاهره، پاكيزه از صفات نقص؛ زكيّه، نمو كننده در كمالات و خيرات؛ راضيه، راضي به قضاي الهي؛ مرضيّه، پسنديده خدا و دوستانش؛ محدّثه، آن كه فرشته با او سخن مي‌گويد و زهرا، نوراني به نور صوري و معنوي معنا مي‌دهند.

اَبان بن تَغلَب از حضرت صادق عليه السلام سؤال كرد: به چه سبب فاطمه را زهرا مي‌نامند؟ حضرت فرمود: براي آن كه نور فاطمه سه مرتبه در روز براي اميرالمؤمنان عليه السلام ظاهر مي‌شد؛ يك مرتبه در آغاز روز كه فاطمه به نماز بامداد مي‌ايستاد؛ نور سفيدي از آن خورشيد فلكِ عصمت ساطع مي‌گرديد و در خانه‌هاي مدينه مي‌تابيد و ديوارها را سفيد مي‌كرد؛ آن سان كه از مشاهده آن حالت تعجّب كرده و به خدمت حضرت رسول صلي الله عليه و آله مي‌شتافتند و علت آن نور را سؤال مي‌كردند.

حضرت مي‌فرمود: به خانه دخترم فاطمه برويد تا سبب آن نور بر شما ظاهر گردد. چون به خانه آن حضرت مي‌آمدند، مي‌ديدند كه آن حضرت در محراب عبادت نشسته به نماز مشغول است و آن نور از روي انورش ساطع است، پس مي‌دانستند نوري كه مشاهده كرده‌اند از وجود مقدس اوست.

چون هنگام زوال شمس مي‌شد و فاطمه عليهاالسلام مهيّاي نمازمي‌گرديد، نور زردي از جبينش مي‌درخشيد و بر خانه‌هاي مدينه مي‌تابيد، و از آن نور در و ديوار و جامه‌ها و رنگ‌هاي ايشان زرد مي‌شد؛ چون از سبب آن حال سؤال مي‌كردند، حضرت رسول صلي الله عليه و آله آنها را به خانه فاطمه عليهاالسلام مي‌فرستاد، چون به خانه آن حضرت مي‌رفتند، وي را در محراب عبادت مي‌يافتند كه مشغول نماز است و از روي مباركش نور زردي ساطع است، پس مي‌دانستند كه آنچه ديده‌اند از نور روي آن حضرت بوده است.

ابان بن تغلب از حضرت صادق عليه السلام سؤال كرد: به چه سبب فاطمه را زهرا مي‌نامند؟ حضرت فرمود:براي آن كه نور فاطمه سه مرتبه در روز براي اميرالمؤمنان عليه السلام ظاهر مي‌شد؛ يك مرتبه در آغاز روز، كه فاطمه به نماز بامداد مي‌ايستاد؛ نور سفيدي از آن خورشيد فلك عصمت ساطع مي‌گرديد و در خانه‌هاي مدينه مي‌تابيد و ديوارها را سفيد مي‌كرد؛ آن سان كه از مشاهده آن حالت تعجّب كرده و به خدمت حضرت رسول صلي الله عليه و آله مي‌شتافتند و علت آن نور را سؤال مي‌كردند.

چون آخر روز فرامي‌رسيد و آفتاب غروب مي‌كرد، از روي منوّر فاطمه عليهاالسلام نور سرخي مي‌درخشيد،- از فرح و شادي و شكر و نعمت الهي- پس به آن نور خانه‌هاي مدينه و ديوارهاي آن سرخ مي‌شد. مردم كه از مشاهده آن حالت متعجّب مي‌شدند به خدمت رسول خدا صلي الله عليه و آله مي‌رسيدند و از علت آن سوال مي‌ كردند. حضرت صلي الله عليه و آله ايشان را به خانه فاطمه عليهاالسلام مي‌فرستاد، پس آن بانو را مي‌ديدند كه در محراب نماز نشسته و به تسبيح و تمجيد الهي مشغول مي‌باشد و از گونه‌اش نور سرخي ساطع است. پس مي‌دانستند كه آن چه ديده‌اند از آثار نور آن حضرت بوده و پيوسته آن نور در جبين انور فاطمه عليهاالسلام بود تا آن كه امام حسين عليه السلام متولد شد و آن نور به جبين آن حضرت منتقل گرديد و پيوسته آن نور با ما هست و از امامي به امام ديگر منتقل مي‌شود تا روز قيامت.(8)

همچنين از آن حضرت پرسيدند: به چه سبب حضرت فاطمه عليهاالسلام را زهرا مي‌گفتند؟ فرمود: زيرا كه حق تعالي آن حضرت را از نور عظمت خود آفريد و چون او را آفريد، آسمان‌ها و زمين از نور روي او روشن شد و ديده‌هاي فرشتگان را خيره گرداند، و همگي براي حق تعالي به سجده افتاده و گفتند: اي خداي ما اين چه نور است؟

فاطمه عليهاالسلام را به آن سبب زهرا ناميدند كه چون در محراب خود به عبادت مي‌ايستاد، نور او، اهل آسمان را روشني مي‌بخشيد، چنان كه ستارگان آسمان اهل زمين را روشنايي مي‌دهند.

حق تعالي به ايشان وحي كرد: نوري است كه از نور خود آفريده و در آسمان ساكن گردانيده و از عظمت خود آن را خلق كرده‌ام. و او را از وجود پيغمبري از پيغمبران خود كه او را بر جميع پيغمبران برتري داده‌ام بيرون خواهم آورد، و از اين نور پيشوايان دين را كه قيام نمايند به امر من هدايت كنند مردم را به دين حق بيرون خواهم آورد و آنها را خليفه‌هاي خود در زمين گردانم، بعد از آن كه وحي من منقطع شود.

و نيز از آن حضرت روايت كرده‌اند كه: فاطمه عليهاالسلام را به آن سبب زهرا ناميدند چرا که وقتي در محراب خود به عبادت مي‌ايستاد، نور او، اهل آسمان را روشني مي‌بخشيد، چنان كه ستارگان آسمان اهل زمين را روشنايي مي‌دهند.

از امام حسن عسكري عليه السلام سؤال كردند كه چرا حضرت فاطمه را زهرا ناميدند؟ فرمود: از براي آن كه روي آن حضرت براي اميرمؤمنان عليه السلام در آغاز روز مانند آفتاب، و در هنگام زوال چون ماه منير مي‌درخشيد و نزد غروب آفتاب همانند ستاره روشن مي‌شد.

در احاديث متواتر از طريق خاصّه و عامّه روايت شده است: آن حضرت را براي اين فاطمه ناميده‌اند كه حق تعالي او و شيعيانش را از آتش جهنم بريده است.

همچنين در احاديث متواتر از طريق خاصّه و عامّه روايت شده است: آن حضرت را براي اين فاطمه ناميده‌اند كه حق تعالي او و شيعيانش را از آتش جهنم بريده است.

ابن شهر آشوب روايت كرده است كه كنيه‌هاي آن حضرت: امّ الحسن، امّ الحسين، امّ المحسنين، امّ الائّمّة، امّ ابيه، و اسماء آن حضرت: فاطمه، بتول، سّيده، عذرا، زهراء، حوراء، مباركه، طاهره، زكيّه، مرضيّه، محّدثه، مريم، الكبري و صديقة الكبري بود.


منبع : شبستان

 

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  جمعه 1388/05/23ساعت 11:25  توسط سید امیر مجتهد سیستانی | 
از سایت خبری تحلیلی شیعه نیوز
 
چقدر خنده داره !


بسم الله الرحمن الرحیم

بلاگر وحدت و تفرقه در وبلاگ خود اینچنین مینویسد : چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!

چقدر خنده داره که 50 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه، اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!

چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!

چقدر خنده داره که وقتی می خواهیم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرفهای صدتا یه غاز بزنیم هیچ مشکلی نداریم! تازه وقت هم کم میاریم.

چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و خطابه و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم!

چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه و یا بخش از قرآن یا کتاب دعا سخته اما خوندن 100 صفحه از یه کتاب رمان آسونه!

چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین ردیف یک مکان مذهبی مثل مسجد یا جایی که راجع به خدا و دین و روز قیامت سخنرانی می کنند تمایل داریم!

چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

چقدر خنده داره که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می کنیم و برای همدیگه هم با آب و تاب تعریف می کنیم اما سخن خدا و قرآن رو به سختی باور می کنیم!

چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!

چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی رو می شنویم کلی در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنیم! و آخر سر هم بی خیالش می شیم!

خنده داره ؟ اینطور نیست؟!

دارید می خندید؟

دارید فکر می کنید؟

آیا این خنده دار نیست که وقتی که می خواهید این حرفارو به بقیه بزنید خیلی ها رو از لیست خودتون پاک می کنید بخاطر اینکه مطمئنید که اونها به هیچ چی اعتقاد ندارند؟!!!
خنده داره؟ ...... یا تاسف آوره؟

اینهارو توی وبلاگ بازار دیدم فکر کردم بد نیست شما هم ببینید.

 

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/21ساعت 12:25  توسط سید امیر مجتهد سیستانی | 

از سایت خبری تحلیلی سلام شیعه

خطبه بدون الف حضرت علیّ ابن ابیطالب (علیه السّلام)

کفعمی در مصباح، از هشام بن سایب کلبی و او از ابی صالح روایت می کند که: روزی جمعی از اصحاب پیغمبر بحث می نمودند در اطراف این موضوع که کدام حرف است در حروف که از همه بیشتر در کلام موجود است؟ معلوم شد حرف الف از همه بیشتر است و هیچکس نمی نتواند کلامی بگوید که الف در آن نباشد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) حضور داشتند. بدون تأمّل و فی البداهه خطبه ای فرمودند. چنانکه عقلها حیران ماند و نام این خطبه را مونقه گذاشتند؛ یعنی در حسن و نیکویی و بلاغت، شگفت آور است.

فرمودند:

 

حَمِدتُ مَن عَظُمَت مِنَّتُهُ، وَ سَبَغَت نِعمَتُهُ، وَ سَبَقَت رَحمَتُهُ، وَ تَمَّت کَلِمَتُهُ، وَ نَفَذَت مَشیَّتُهُ، وَ بَلَغَت حُجَّتُهُ، و عَدَلَت قَضیَّتُهُ، وَ حَمِدتُ حَمَدَ مُقِرٍّ بِرُبوبیَّتِهِ، مُتَخَضِّعٍ لِعُبودیَّتِهِ، مُتَنَصِّلٍ مِن خَطیئتِهِ، مُعتَرِفٍ بِتَوحیَدِهِ، مُستَعیذٍ مِن وَعیدِهِ، مُؤَمِّلٍ مِن رَبِّهِ مَغفِرَةً تُنجیهِ، یَومَ یُشغَلُ عَن فَصیلَتِهِ وَ بَنیهِ، وَ نَستَعینُهُ، وَ نَستَرشِدُهُ، وَ نُؤمِنُ بِهِ، وَ نَتَوَکَّلُ عَلَیهِ، وَ شَهِدتُ لَهُ بِضَمیرٍ مُخلِصٍ موقِنٍ، وَ فَرَّدَتُهُ تَفریدَ مُؤمِنٍ مُتقِنٍ، وَ وَحَّدَتُهُ تَوحیدَ عَبدٍ مُذعِنٍ لَیسَ لَهُ شَریکٌ فی مُلکِهِ، وَ لَم یَکُن لَهُ وَلیٌّ فی صُنعِهِ، جَلَّ عَن مُشیرٍ وَ وَزیرٍ، وَ تَنَزَّهَ عَن مِثلٍ وَ نَظیرٍ، عَلِمَ فَسَتَرَ، وَ بَطَنَ فَخَبَرَ، وَ مَلَکَ، فَقَهَرَ، وَعُصیَ فَغَفَرَ، وَ عُبِدَ فَشَکَرَ، وَ حَکَمَ فَعَدَلَ، وَ تَکَرَّمَ وَ تَفَضَّلَ، لَم یَزَل وَ لَم یَزولَ، وَ لیسَ کَمِثلِهِ شَیءٌ، وَهُوَ قَبلَ کُلِّ شَیءٍ وَ بَعدَ کُلِّ شَیءٍ، رَبٌّ مُتَفَرِّدٌ بِعِزَّتِهِ، مَتَمَلِّکٌ بِقُوَّتِهِ، مُتَقَدِّسٌ بِعُلُوِّهِ، مُتَکَبِّرٌ بِسُمُوِّهِ لَیسَ یُدرِکُهُ بَصَرٌ، وَ لَم یُحِط بِهِ نَظَرٌ، قَویٌ، مَنیعٌ، بَصیرٌ، سَمیعٌ، علیٌّ، حَکیمٌ، رَئوفٌ، رَحیمٌ، عَزیزٌ، عَلیمٌ، عَجَزَ فی وَصفِهِ مَن یَصِفُهُ، وَ ضَلَّ فی نَعتِهِ مَن یَعرِفُهُ، قَرُبَ فَبَعُدَ، وَ بَعُدَ فَقَرُبَ، یُجیبُ دَعوَةَ مَن یَدعوهُ، وَ یَرزُقُ عَبدَهُ وَ یَحبوهُ، ذو لُطفٍ خَفیٍّ، وَ بَطشٍ قَویٍّ، وَ رَحمَةٍ موسِعَةٍ، وَ عُقوبَةٍ موجِعَةٍ، رَحمَتُهُ جَنَّةٌ عَریضَةٌ مونِقَةٌ، وَ عُقوبَتُهُ حَجیمٌ مؤصَدَةٌ موبِقَةٌ، وَ شَهِدتُ بِبَعثِ مُحَمَّدٍ عَبدِهِ وَ رَسولِهِ صَفیِّهِ وَ حَبیبِهِ وَ خَلیلِهِ، بَعَثَهُ فی خَیرِ عَصرٍ، وَ حینَ فَترَةٍ، وَ کُفرٍ، رَحمَةً لِعَبیدِهِ، وَ مِنَّةً لِمَزیدِهِ، خَتَمَ بِهِ نُبُوَّتَهُ، وَ قَوّی بِهِ حُجَّتَهُ، فَوَعَظَ، وَ نَصَحَ، وَ بَلَّغَ، وَ کَدَحَ، رَؤفٌ بِکُلِّ مُؤمِنٍ، رَحیمٌ، ولیٌّ، سَخیٌّ، ذَکیٌّ، رَضیٌّ، عَلَیهِ رَحمَةٌ، وَ تَسلیمٌ، وَ بَرَکَةٌ، وَ تَعظیمٌ، وَ تَکریمٌ مِن رَبٍّ غَفورٍ رَحیمٍ، قَریبٍ مُجیبٍ، وَصیَّتُکُم مَعشَرَ مَن حَضَرَنی، بِتَقوی رَبِّکُم، وَ ذَکَّرتُکُم بِسُنَّةِ نَبیِّکُم، فَعَلَیکُم بِرَهبَةٍ تُسَکِّنُ قُلوبَکُم، وَ خَشیَةٍ تَذری دُموعَکُم، وَ تَقیَّةٍ تُنجیکُم یَومَ یُذهِلُکُم، وَ تُبلیکُم یَومَ یَفوزُ فیهِ مَن ثَقُلَ وَزنَ حَسَنَتِهِ، وَ خَفَّ وَزنَ سَیِّئَتِهِ، وَ لتَکُن مَسئَلَتُکُم مَسئَلَةَ ذُلٍّ، وَ خُضوعٍ، وَ شُکرٍ، وَ خُشوعٍ، وَ تَوبَةٍ، وَ نَزوعٍ، وَ نَدَمٍ وَ رُجوعٍ، وَ لیَغتَنِم کُلُّ مُغتَنَمٍ مِنکُم، صِحَّتَهُ قَبلَ سُقمِهِ، وَ شَیبَتَهُ قَبلَ هِرَمِهِ، وَ سِعَتَهُ قَبلَ عَدَمِهِ، وَ خَلوَتَهُ قَبلَ شُغلِهِ، وَ حَضَرَهُ قَبلَ سَفَرِهِ، قَبلَ هُوَ یَکبُرُ، وَ یَهرَمُ، وَیَمرَضُ، وَ یَسقَمُ، وَ یُمِلُّهُ طَبیبُهُ، وَ یُعرِضُ عَنهُ جَیِبُهُ، وَ یَتَغَیَّرَ عَقلُهُ، وَ لیَقطِعُ عُمرُهُ، ثُمَّ قیلَ هُوَ مَوَعوکَ، وَ جِسمُهُ مَنهوکٌ، قَد جَدَّ فی نَزعٍ شَدیدٍ، وَ حَضَرَهُ کُلُّ قریبٍ وَ بَعیدٍ، فَشَخَصَ بِبَصَرِهِ، وَ طَمَحَ بِنَظَرِهِ، وَ رَشَحَ جَبینُهُ، وَ سَکَنَ حَنینُهُ، وَ جُذِبَت نَفسُهُ، وَ نُکِبَت عِرسُهُ، وَ حُفِرَ رَمسُهُ، وَ یُتِمَّ مِنهُ وُلدُهُ، وَ تَفَرَقَ عَنهُ عَدَدُهُ، وَ قُسِّمَ جَمعُهُ، وَ ذَهَبَ بَصَرُهُ وَ سَمعُهُ، وَ کُفِّنَ، وَ مُدِّدَ، وَ وُجِّهَ، وَ جُرِّدَ، وَ غُسِّلَ، وَ عُرِیَ، وَ نُشِفَ، وَ سُجِیَ، وَ بُسِطَ لَهُ، وَ نُشِرَ عَلَیهِ کَفَنُهُ، وَ شُدَّ مِنهُ ذَقَنُهُ، وَ قُمِّصَ، وَ عُمِّمَ، وَ لُفَّ، وَ وُدِعَّ، وَ سُلِّمَ، وَ حُمَلِ فَوقَ سَریرٍ، وَ صُلِّیَ عَلَیهِ بِتَکبیرٍ، وَ نُقِلَ مِن دورٍ مُزَخرَفَةٍ، وَ قُصورٍ مُشَیَّدَةٍ، وَ حَجُرٍ مُنَضَّدَةٍ، فَجُعِلَ فی ضَریحٍ مَلحودَةٍ، ضَیِّقٍ مَرصوصٍ بِلبنٍ، مَنضودٍ، مُسَقَّفٍ بِجُلمودٍ، وَ هیلَ عَلیهِ حَفَرُهُ، وَ حُثِیَ عَلیهِ مَدَرُهُ، فَتَحَقَّقَ حَذَرُهُ، وَ نُسِیَ خَبَرُهُ وَ رَجَعَ عَنهُ وَلیُّهُ، وَ نَدیمُهُ، وَ نَسیبُهُ، وَ حَمیمُهُ، وَ تَبَدَّلَ بِهِ قرینُهُ، وَ حَبیبُهُ، وَ صَفیُّهُ، وَ نَدیمُهُ فَهُوَ حَشوُ قَبرٍ، وَ رَهینُ قَفرٍ، یَسعی فی جِسمِهِ دودُ قَبرِهِ وَ یَسیلُ صَدیدُهُ مِن مِنخَرِهِ، یُسحَقُ ثَوبُهُ وَ لَحمُهُ، وَ یُنشَفُ دَمُهُ، وَ یُدَقُّ عَظمُهُ، حَتّی یَومَ حَشرِهِ، فَیُنشَرُ مِن قَبرِهِ، وَ یُنفَخُ فِی الصّورِ، وَ یُدعی لِحَشرٍ وَ نُشورٍ، فَثَمَّ بُعثِرَت قُبورٌ، وَ حُصِّلَت صُدورٌ، وَ جیء بِکُلِّ نَبیٍّ، وَ صِدّیقٍ، وَ شَهیدٍ، وَ مِنطیقٍ، وَ تَوَلّی لِفَصلِ حُکمِهِ رَبٌّ قدیرٌ، بِعَبیدِهِ خَبیرٌ وَ بَصیرٌ، فَکَم مِن زَفرَةٍ تُضنیهِ، وَ حَسرَةٍ تُنضیهِ، فی مَوقِفٍ مَهولٍ عَظیمٍ، وَ مَشهَدٍ جَلیلٍ جَسیمٍ، بَینَ یَدَی مَلِکٍ کَریمٍ، بِکُلِّ صَغیرَةٍ وَ کَبیرَةٍ عَلیمٍٍ، حینَئِذٍ یُلجِمُهُ عَرَقُهُ، وَ یَحفِزُهُ قَلَقُهُ، عَبرَتُهُ غَیرُ مَرحومَةٍ، وَ صَرخَتُهُ غَیرُ مَسموعَةٍ، وَ حُجَّتُهُ غَیرُ مَقبولَةٍ، وَ تَؤلُ صَحیفَتُهُ، وَ تُبَیَّنُ جَریرَتُهُ، وَ نَطَقَ کُلُّ عُضوٍ مِنهُ بِسوءِ عَمَلِهِ وَ شَهِدَ عَینُهُ بِنَظَرِهِ وَ یَدُهُ بِبَطشِهِ وَ رِجلُهُ بِخَطوِهِ وَ جِلدُهُ بِمَسِّهِ وَ فَرجُهُ بِلَمسِهِ وَ یُهَدِّدَهُ مُنکَرٌ وَ نَکیرٌ وَ کَشَفَ عَنهُ بَصیرٌ فَسُلسِلَ جیدُهُ وَ غُلَّت یَدُهُ وَ سیقَ یُسحَبُ وَحدَهُ فَوَرَدَ جَهَنَّمَ بِکَربٍ شَدیدٍ وَ ظَلَّ یُعَذَّبُ فی جَحیمٍ وَ یُسقی شَربَةٌ مِن حَمیمٍ تَشوی وَجهَهُ وَ تَسلخُ جَلدَهُ یَضرِبُهُ زَبینَتُهُ بِمَقمَعٍ مِن حدیدٍ یَعودُ جِلدُهُ بَعدَ نَضجِهِ بِجلدٍ جدیدٍ یَستَغیثُ فَیُعرِضُ عَنهُ خَزَنَةُ جَهَنَّمُ وَ یَستَصرخُ فَیَلبَثُ حُقبَهُ بِنَدَمٍ نَعوذُ بِرَبٍّ قَدیرٍ مِن شَرِّ کُلِّ مَصیرٍ وَ نَسئَلُهُ عَفوَ مَن رَضیَ عَنهُ وَ مَغفِرَةَ مَن قَبِلَ مِنهُ فَهُوَ وَلیُّ مَسئَلَتی وَ مُنحُجِ طَلِبَتی فَمَن زُحزِحَ عَن تَعذیبِ رَبِّهِ سَکَنَ فی جَنَّتِهِ بِقُربِهِ وَ خُلِّدَ فی قُصورِ مُشَیَّدةٍ وَ مُکِّنَ مِن حورٍ عینٍ وَ حَفَدَةٍ وَ طیفَ عَلَیهِ بِکُئوسٍ وَ سَکَنَ حَظیرَةَ فِردَوسٍ، وَ تَقَلَّبَ فی نَعیمٍ، وَ سُقِیَ مِن تَسنیمٍ وَ شَرِبَ مِن عَینٍ سَلسَبیلٍ، مَمزوجَةٍ بِزَنجَبیلٍ مَختومَةً بِمِسکٍ عَبیرٍ مُستَدیمٍ لِلحُبورٍ مُستَشعِرٍ لِلسّرورِ یَشرَبُ مِن خُمورٍ فی رَوضٍ مُشرِقٍ مُغدِقٍ لَیسَ یَصدَعُ مَن شَرِبَهُ وَ لَیسَ یَنزیفُ هذِهِ مَنزِلَةُ مَن خَشِیَ رَبَّهُ وَ حَذَّر نَفسَهُ وَ تِلکَ عُقوبَةُ مَن عَصی مُنشِئَهُ وَ سَوَّلَت لَهُ نَفسُهُ مَعصیَةَ مُبدیهِ ذلِکَ قَولٌ فَصلٌ وَ حُکمٌ عَدلٌ خَیرُ قَصَصٍ قَصَّ وَ وَعظٍ بِهِ نَصَّ تَنزیلٌ مِن حَکیمٍ حَمیدٍ نَزَلَ بِهِ روحُ قُدُسٍ مُبینٍ عَلی نَبیٍّ مُهتَدٍ مَکینٍ صَلَّت عَلَیهِ رُسُلٌ سَفَرَةٌ مُکَرَّمونَ بَرَرَةٌ عُذتُ بِرَبٍ رَحیمٍ مِن شَرِّ کُلِّ رَجیمٍ فَلیَتَضَرَّع مُتَضَرِّعُکُم وَ لیَبتَهِل مُبتَهِلُکُم فَنَستَغفِرُ رَبَّ کُلِّ مَربوبِ لی وَ لَکُم.

 

ترجمه در ادامه مطلب است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/04/16ساعت 0:55  توسط سید امیر مجتهد سیستانی | 

از سایت خبری تحلیلی سلام شیعه

ذكر فضايل علي(عليه السلام) از زبان عمر

 

عمر بن خطاب در روز اول خلافتش به منبر رفت و گفت:

بخدا قسم دوازده فضيلت به علي بن ابيطالب (ع) داده شد که يکي از آنها براي من نيست و نه از براي احدي از مردم. و آن دوازده تا اين است:

اولين فضيلت: بدنيا آمدن آن بزرگوار در کعبه.

دومين فضيلت: عقد حضرت فاطمه زهرا (عليها السلام) در آسمان براي علي (ع).

سومين فضيلت: زهرا (عليهاالسلام) همسر علي (ع) است و اين بهترين فضيلت هاست.

چهارمين فضيلت: آقا حسن و حسين (عليهماالسلام) فرزندان او هستند.

پنجمين فضيلت: فرمايشات پيغمبر (ص) در حضور من، کسي که من مولاي او هستم پس علي مولاي اوست خدايا دوست بدار کسي که علي را دوست بدارد و دشمن بدار کسي که علي را دشمن بدارد.

ششمين فضيلت: روز عيد غدير خم که حضرت رسول (ص) فرمود و من حاضر بودم، يا علي منزلت تو به من مثل منزلت هارون به موسي علي نبينا و آله و عليه السّلام است يعني تو برادر و وصي بلافصل من هستي.

هفتمين فضيلت: بسته شدن تمام درهاي خانه اصحاب که به مسجد باز مي شد. مگر در خانه علي (ع) که بسته نشد.

هشتمين فضيلت: قول پيغمبر اکرم (ص): کسي که عبادت کند در مثل مکه و مدينه نهصدو پنجاه سال مثل نوح (ع) که در ما بين قومش عبادت کرد و صبر کند بر گرماي مکه و گرسنگي مدينه و انفاق کند مالش را که بقدر کوه احد باشد و جهاد کند مابين کوه صفا و مروه در راه خدا با اختيار خودش براي رضاي خدا و نيايد روز قيامت با ولاي تو يا علي پس عمل او و زهد و انفاق او قبول نمي شود.

نهمين فضيلت: فرود آمدن ستاره در خانه علي (ع).

دهمين فضيلت برگشتن خورشيد براي علي (ع) دو مرتبه.

يازدهمين فضيلت: حرف زدن علي (ع) با مردگان باذن خداي تعالي و صحبت کردن با شير و گرگ و آهو و اژدها و ماهي و ساير حيوانات.

دوازدهمين فضيلت: علي قادر است که پنجاه هزار نفر مثل مرا با دست چپش به قتل برساند

 

 و آقا علي (ع) حضور داشتند سر مبارک بلند فرمود و فرمودند اعتراف کرد به حق قبل از آنکه شهادت بر او بدهند...

 

لا فتي الا علي لا سيف الا ذوالفقار

هست عنواني که از حق خواجه قنبر گرفت

اي خوش آن نيک اختري کز روي ايمان و خلوص

در دو عالم دامن آن مظهر داور گرفت

کي نشيند تا ابد گرد کدورت بر دلي

کز ولايش روشني چون خسرو خاور گرفت

مي شود سيراب از چشمه فيض خداي

هرکسي جامي ز دست ساقي کوثر گرفت.

 

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/04/16ساعت 0:43  توسط سید امیر مجتهد سیستانی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
بسم الله الرحمن ارحیم
المستغاث بک یا مولانا یا صاحب الزمان
در این مجموعه به یاری خداوند تبارک و تعالی سعی بر این است که فقط از منابع وحی استفاده کنم و مورد استفاده همگان قرار گیرد انشا’ الله
منابع معتبر وحی=پیغمبر خدا و قر آ ن و عترت
که چهار ده معصوم شامل رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و صدیقه طاهره و دوازده امام=خلفای الهی بر روی زمین هر کدام در زمان خود=قر آ ن ناطق
تا وجود مقدس قطب عالم امکان عجل الله تعالی فرجه الشریف
لذا از تمامی سروران خدم دعوت به عمل میارم برای اظهار نضرات سازنده خود جهت ارتقای کمی و کیفی این وبلاگ و در امر ترویج دین و پاداش دنیوی و اخروی سهیم باشید
از اینکه بنده را تحمل کردید و احیانا بعضی مطالب برای بعضی افراد سنگین و ناراحت کننده است پوزش میطلبم
نکته مهم : ترجمه روایات به حسب معلوماتمه و فهم و هوش و ذکاوت و عقل ناقصمه لذا اگر ایرادی در تر جمه هست کاملا از بنده است و به حساب کلام وحی نذارید هر چند بنده سعی خودمرا کردم و همیشه میکنم تا جائی که وسعم میرسه مطلب بنحو احسن بیان شود و منضور گوینده در ترجمه دور نشود
از همه عزیزان خودم متشکرم در این سحری التماس دعا دارم بلکه هر سحر
اللهم عجل لولیک المهدی المنتظر الفرج
امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السو’ و یجعلکم خلفا’ الارض
یا رب الرسول بحق الرسول اشف صدر الرسول بظهور الحجه
یارب علی بحق علی اشف صدر علی بظهور الحجه
یارب فاطمه بحق فاطمه اشف صدر فاطمه بظهور الحجه
یارب الحسن بحق الحسن اشف صدر الحسن بظهور الحجه
یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجه
یا رب الائمه بحق الا ئمه اشف صدر الائمه بظهور الحجه
یا رب الحجه بحق الحجه اشف صدر الحجه بظهور الحجه
یا وصی الحسن والخلف الحجه ایها القائم المنتظر المهدی یابن رسول الله یا حجه الله علی خلقه یا سیدنا و مولانا انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیها عند الله اشفع لنا عند الله

پیوندهای روزانه
مؤسسه فرهنگي و اطلاع رساني تبيان
پايگاه اطلاع رساني حضرت فاطمه معصومه<سلام الله عليها>
پاسخگو
وهابيت نت
پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري
پايگاه اطلاع رساني امام خميني
پايگاه اطلاع رساني شيعيان
فطرت
سلام شيعه
م,سسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر عج
پایگاه اطلاع رسانی مرجعیت شیعه
شیعه آنلاین
پایگاه خبری تحلیلی المذهب
مركزنشراعتقادات
سايت آية الله سيدان
دايركتوري وبلاگهاي قرآني
سايت خبري تحليلي شيعه نيوز
پایگاه اطلاع رسانی اسلامی
جستجوگر پایگاه های شیعی
نهج البلاغه
کودکان و جوانان
امام صادق(علیه السلام)
الامام الباقرعلیه السلام
موقع سماحة الشیخ علی الکورانی العاملی
القر آ ن الکریم
دار ازهراء علیهاالسلام(الثقافیه=فرهنگی)
الامام الهادی(علیه السلام)
الامام الجواد(علیه السلام)
آل البیت علیهم السلام
مکتب المرجعیه فی قم
مرکز الابحاث العقائدیه
شبکة کربلاء المقدسه
شبکة النجف الاشرف
شبکه امام رضا(علیه السلام)
مرکز مطالعات و پژوهشهای فلکی-نجومی
همایش بین المللی وبلاگ نویسی منتظر(عج)
مرکز الدراسات التخصصیه فی الامام المهدی(عجل الله فرجه)
شبکة الامام المهدی«عج»
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1388
تیر 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آرشیو موضوعی
چهل حدیث
تبریک اعیاد
تسلیت مصائب
زن
اخلاق
معاشرت
اهل بیت(علیهم السلام)
کربلا
امام حسین ع
محرم و صفر
امام زمان(عجل الله فرجه)
ازدواج
سخاوت و بخل
حقوق
شعر
پیوندها
کلام وحی قرآن عترت
منجی بشریت آیات و روایات و ادبیات شیعی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان